Details



هومر و لنگلی

نام کتاب
هومر و لنگلی
نویسنده
ای ال دکتروف
مترجم
الهام نظری
نوبت چاپ
1
تعداد صفحات
208
قیمت به تومان
25000 Tomans
تعداد بازدید
684
تعداد فروش
0
انتشارات کتاب
افراز
توضیحات

 در دهة 1950 مطبوعات آمریکا از زندگی دو برادر در خانه‌ای در نیویورک خبر دادند که خود را منزوی کرده بودند. آنها در خانه چیزهای زیادی، از جمله روزنامه، جمع کرده بودند. انتشار این خبر در مطبوعات جنجال زیادی به راه انداخت و توجه عموم را به زندگی عجیب و غریب این برادر جلب کرد. بیش از 50سال بعد از این جنجال مطبوعاتی، در حالی که به نظر می‌رسید کمتر کسی به‌رغم گذشت این همه سال و رخ‌دادن اتفاقات ریز و درشت در گوشه و کنار جهان از جمله آمریکا چیزی از آن دو برادر به خاطر داشت باشد، ای. ال. دکتروف، نویسندة سرشناس آمریکایی در سال 2009 رمانی منتشر کرد با نام «هومر و لنگلی» که نیم‌نگاهی به زندگی آن دو برادر داشت، گرچه قاعدتاً رمان‌نویس، خبرنگار نیست و کار خودش را می‌کند. این دو برادر در رمان دکتروف در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمده‌اند. هومر در اثر بیماری بینایی‌اش را از دست می‌دهد و لنگلی رهسپار جنگ می‌شود. در همین گیرودار است که پدرومادر آنها نیز فوت می‌کنند. لنگلی که از جنگ برمی‌گردد، دو برادر به انزوایی درازمدت درون خانه رو می‌آورند و اعتقادات عجیب‌و‌غریبی پیدا می‌کنند. دکتروف مثل دیگر رمان‌های خود کوشیده است در این کتاب تصویری دیگرگونه از جامعة آمریکا به دست بدهد. او با دنبال‌کردن زندگی این دو برادر تا سال‌های 1970 میلادی در پی آن است تا نشان دهد چگونه جامعة آمریکا در حال سقوطی خودخواسته است؛ چیزی که برای نمونه کمتر در سینمای پرزرق‌برق هالیوود به نمایش درمی‌آید. در هر صورت اگر پیشتر رگتایم و بیلی بت گیت را از دکتروف خوانده باشید، بیش‌و‌کم با نگاه انتقادی او نسبت به سیاست‌های حاکم بر آمریکا آشنا هستید. «هومر و لنگلی» با ترجمة الهام نظری از سوی انتشارات افراز منتشر شده است. در ادامه پاره‌ای از این رمان را که شاید حاوی انتقادات ظریفی به نظام رسانه‌ای حاکم بر آمریکا است، با هم می‌خوانیم: «لنگلی برای به‌وجدآوردن من یک تلویزیون خرید. حتی سعی نکردم دلیل این کارش را درک کنم. آن روزها تلویزیون تازه آمده بود. صفحة شیشه‌ای را لمس کردم؛ مربع بود با گوشه‌های خمیده. گفت فکر کن یک‌جور رادیوی تصویری است. مجبور نیستی تصویر را ببینی. فقط گوش کن. چیزی را از دست نمی‌دهی: قطع‌شدن صدا در تصویر مثل این است که در تلویزیون برف می‌آید و وقتی تصویر واضح می‌شود، از بالای صفحه سر می‌خورد و از پایین دوباره بالا می‌آید. اگر چیزی را از دست نمی‌دادم، چرا باید خودم را مشغول می‌کردم؟ ولی به‌خاطر علاقه به علم آنجا نشستم.»

تاریخ درج

1396/4/13 ساعت 16:32



روزنه‌ی نور
60000 Tomans
۹۹مهره‌ی پراکنده
48000 Tomans
تینا و داستان‌های اندیشه‌‌ شده
30000 Tomans
زندگی با موتسارت
22000 Tomans
سیاره ی آقای سملر
40000 Tomans
بروکلین
40000 Tomans
More...


24 * 7 We Are Online

This Site Has Been Updated Recently , Pelase Tell Us If There Is Problem
Tell:+9821: 66401585-66977166-66952853-66489097


Follow Us In Social Networks
اینستاگرام اینستاگرام

آپارات آپارات

تلگرام تلگرام


نماد اعتماد الکترونیکی

   En

   Video

   AboutUs

   ContactUs

   ChatRoom


   Book

   Movie

   Vocal Book

   Ebook




تلگرام
آپارات
اینستاگرام