زمستان پنبهزن ابرهاست
و پاییز آرایشگر درختان.
خانهام دربرابر دید همگان قرار دارد
و دوستان بر مژههایم سُر میخورند
و بهقدر توانایی خویش
ستاره گرد میآورند
هنگامیکه بهسوی تختگاه میروند.
پدرم باغبان همسایگان است
که درختان را
تنها در کنارهی دیوارهاشان میکارد
و سیبها را میگذارد
تا بالای دیوارها برآیند
و از میان پرچین، کودکان را تماشا کنند.
پاییز زرگری کوچهگرد است
که برگها را بر پیادهروها سکه میزند
و زمستان پنبهزنی سادهدل
که پنبههای سردش
بر بام خانهها پریشان است.
آدرس این صفحه:
http://www.afrazbook.com/TabId-19-pId-178.aspx