|
تکنيکهاي روايتي ترور، ادبيات داستاني ايران را ارتقا ميدهد
(6/11/1388)
مجموعهي داستان «مجردان تپه» نوشتهي ويليام ترِوِر با ترجمهي سعيد سبزيان و الاهه دهنوي روز گذشته (دوشنبه، پنجم بهمنماه) در كانون ادبيات ايران نقد شد.
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، الاهه دهنوي در اين نشست دربارهي ويليام ترور - نويسندهي ايرلندي - گفت: ويليام ترور يکي از غيرشخصيترين نويسندههاي معاصر است. آثار او پوشيده، غيرمستقيم، عينيتگرا و فارغ از قضاوتهاي نويسنده است. حتا اتوبيوگرافي را به شکل تلويحي هم در آثار او نميبينيم.
اين مترجم متذكر شد: شخصيتهاي ترور ماهيتي کاملا مستقل از نظرات شخصي نويسنده دارند. در آثار او، شخصيت شرور وجود ندارد. آدمهاي بدخواه و بدانديش، خطاکار، خيانتکار و حتا قاتل داريم؛ اما همه قرباني هستند، محصول شرايط و جامعهاي که درونش پرورش يافتهاند. ترور حتا در مورد منفيترين شخصيتها هم بر ويژگيهاي انسانيشان تأکيد ميکند. در آثار ترور، شخصيتها بيشتر از آنکه گرفتار ستيز با ديگران باشند، گرفتار ستيز دروني هستند، گرفتار ترسها، ترديدها و رازهايي که آنها را آزار ميدهد.
محمود حسينيزاد نيز در سخناني گفت: خوشحالم که در ميان سيل وسيع نويسندههاي کمتر جدي، نويسندههاي جدياي مانند ويليام ترور هم ترجمه ميشوند. شايد روزي فرا برسد که تب امثال پل استر فروبنشيند و به اين نويسندههاي جديتر هم توجه شود. ترور در آلمان هم بسيار مورد توجه قرار گرفته است. مهمترين وجه داستانهايش، ايجاز است که آنها را به آثار ابراهيم گلستان و جلال آل احمد نزديک ميكند؛ اما ايجاز گلستان و آل احمد بيشتر در حد کلام است؛ نه در وقايع داستان، و ايجاز ويليام ترور در داستان است. به نظر من، اگر يک نويسندهي متوسط بخواهد هر صحنه از ويليام ترور را بنويسد، در چندين صفحه ميتواند حرفهايي را بزند که ترور در يک يا دو جمله ميتواند بگويد.
اين مترجم خاطرنشان كرد: در آثار ترور، شخصيتهاي سياه يا سفيد نداريم؛ آدمها خاکسترياند، پنجاه پنجاه هستند. يکي از بهترين داستانهايي که من در اين مجموعه از آن لذت بردم، داستان «خبر خوش» بود. به نظر من، داستان «خبر خوش» بسيار پرمحتواست و با استفاده از فضاي فيلم و عناصر آن توانسته است توهمات مادر «بيتس» را به خوبي نشان دهد و به نحو پوشيده نگاه «بيتس» نسبت به آقاي «هانس» را که به وي نظر پاک ندارد، ترسيم کند. اين داستان به عمق روان شخصيتها نفوذ ميکند و با ايجاز قوي محتواي آن را به ما ميدهد. اگر ترجمه بد باشد، نميتوانم داستان را بخوانم؛ اما در اين مجموعه توانستم خيلي از آن لذت ببرم، هر چند مترجمان ميتوانند در بعضي موارد، جملههاي بهتري را در چاپ دوم اعمال کنند.
سعيد سبزيان نيز گفت: ويليام ترور با زباني دشوار مينويسد و همين وجه در داستانهاي او باعث شده که فقط قشر نخبه را به خود جذب کند. خوانندههاي عادي و کمتجربهتر هم با دو و سه بار خواندن آثارش بيشتر و بيشتر لذت ميبرند. از مهمترين شگردهاي ترور اين است که به پيرنگ بها نميدهد؛ بلکه به نتيجهي ماوقع يا حوادث ميپردازد. اين نويسنده با استفاده از شگرد «تندنگاه» که آن را از جويس آموخته است، يک حادثهي مهم را مبنا قرار ميدهد و با رجوع به فرهنگ، تاريخ و سنت ايرلنديها، داستان را مينويسد.
اين مترجم يادآور شد: ويژگي مهمتر داستانهاي ترور، سکوت و اميد است. همهي شخصيتهاي ترور به واسطهي انتخابهايشان در ورطهي ناکاميها و اسراري افتادهاند که نميتوانند آن راز خود را با ديگران در ميان بگذارند. براي همين در داستانهاي ترور با نوعي دوراههي اخلاقي مواجهايم که نويسنده هم دربارهي آن قضاوت نميکند. اين باعث ميشود که خواننده بعد از تمام کردن داستان تا مدتها به آنها فکر کند. شخصيتهاي ويليام ترور در ارتباط با حقيقت دو دستهاند؛ يا در جستوجوي حقيقتاند يا از آن ميگريزند. مثلا در داستان «خبر خوش» و داستان «دوست کاري»، شخصيتهاي اصلي از حقيقت گريزاناند. اما در داستان «هديهي باکرهي مقدس»، مايکل در جستوجوي حقيقت است. ويليام ترور ميگويد داستانهاي کوتاه من رمانهايي هستند که تقطير شدهاند. ويليام ترور به صورت غيرمستقيم، حوادث مهم را به ما ميگويد. مثلا در داستان «خبر خوش»، ماجراي دستدرازي «هانس» به «بيتس» را به کلي از داستان حذف کرده و فهم آن را به خواننده واگذار کرده است. تکنيکهاي روايتي ويليام ترور، ادبيات داستاني ايران را هم ارتقا ميدهد.
همچنين محمدرضا گودرزي - داستاننويس و منتقد - كه اجراي اين نشست را به عهده داشت، در سخناني گفت: همهي نويسندهها به نحوي پيرنگ دارند. به نظر من، آثار اين نويسنده قابل خواندن است و خواننده از خواندن آنها دچار حس رضايت ميشود. اما او نويسندهاي نخبه گراست. ويليام ترور شخصيتهايي خلق ميکند که از حالت تيپ خارج ميشوند و انسانهاي واقعي هستند. حتا از اين هم فراتر ميرود و شخصيتهاي بهيادماندني خلق ميکند که بعد از خواندن داستان، در ذهن خواننده باقي ميمانند. اين حالت بيشتر در رمان اتفاق ميافتد؛ ولي در دست ترور داستان کوتاه به اين قابليت ميرسد. به جاي يک شهود، چندين شهود در داستانهاي او ديده ميشود و به نظر من، داستانهاي کوتاه ترور، داستانهاي بلندي هستند که خلاصه شدهاند. چنانکه دوستان هم اشاره کردند، وجه مهم داستان کوتاه، شهود است؛ درواقع کوه يخي بايد پنهان باشد. به نظر من چون اين داستانها داراي شگرد حذف هستند، کوه يخي را در حول و حوش آن لحظههاي کوتاه ميبينيم. گويا بهترين نويسندههاي غرب به ايرلند تعلق دارند و ويليام ترور هم به سنت بزرگ ادبيات تعلق دارد.
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی
|
اخبار
|
شهر کتاب فدک
| راهنمای خرید
|
تماس با ما
|
درباره ما
|
|
تمامی حقوق این سایت متعلق به
انتشارات افراز
است. |
|
اجرا و پشتیبانی
NikaIT |