|
گزارش جلسه نقد و بررسي رمان «صورتك هاي تسليم»
(6/6/1388)
در ادامه سلسله نشستهاي ادبي انتشارات افراز، چهارشنبه چهارم شهريور ماه جلسه نقد و بررسي رمان « صورتك هاي تسليم » نوشته محمد ايوبي، با حضور نويسنده و جمعي از نويسندگان و منتقدان ادبي برگزار شد.
در ابتدا سيروس نفيسي مجري جلسه به معرفي نويسنده پرداخت و گفت : محمد ايوبي متولد سال 1321 در اهواز از نويسندگان قديمي خوزستاني است كه رمانها يي چون طيف باطل، راه شيري، سه گانه آواز طولاني جنوب ومجموعه داستان هاي جنوب سوخته، مراثي بي پايان و پايي براي دويدن را در كارنامه ادبي خود دارد. نفيسي ادامه داد رمان صورتك هاي تسليم ( انتشارات افراز ) همراه با زير چتر شيطان ( انتشارات ققنوس ) تازه ترين كارهاي نويسنده مي باشند كه چاپشان با بازتاب هايي كه در جامعه ادبي داشته بار ديگر نام ايوبي را بر سر زبان ها انداخته است.
نفيسي در ادامه گفت : رمان صورتك هاي تسليم با طرحي نسبتا پيچيده به بيان زندگي پيرمردي به نام دانيال بويايي مي پردازد كه دير زماني معلم و نويسنده اي اهل تفكر بوده است و اينك در سالهاي پاياني عمر انگار در جستجو و كنكاشي است بر آنچه بر سر وي و نزديكانش رفته است. خواننده در اين اثر با تكه هايي از دوران كودكي و جواني دانيال مواجه است و به موازات آن و درلابلاي آن، داستاني ديگر، كه شرح حال عالمي آزاده و خردمند از هزار سال قبل به نام محمد ميانجي است هم برايش باز گفته مي شود. محمد ميانجي كه قاضي القضات هگمتانه بوده به خاطر بدبيني هاي وزير بدكاره و ستمگر زمانه اش ( ابوالقاسم درگزيني ) به محبس مي افتد و از او خواسته مي شود اعترافات خود را در قالب كتابي در منقبت وزير جائر به رشته تحرير در آورد و بعد از توبه نصوح از وزير عفو بخواهد. محمد ميانجي در كنار نوشتن آنچه به اجبار از او خواسته اند، رساله اي ديگر و مخفيانه مي نويسد كه ذكر كامل سياه كاريهاي وزير است. خواندن كامل و از سر صبر اين رساله كه از سر اتفاق پس از هزار سال به دانيال بويايي رسيده است، تنها راه رهايي محمد ميانجي از عالم برزخ و رستگاري او است ( انگار بايد رهرويي جا پاي روهرو ديگر بگذارد ).
نفيسي ادامه داد : علاوه بر دو راوي نام برده شده كه به تناوب، به روايت زندگي شان مي پردازند، با راوي سومي هم در اين كتاب سرو كار داريم كه خود نويسنده است. نويسنده با وجود آنكه عنان اختيار روايت را به شخصيت هاي اصلي سپرده اما در مواردي و مخصوصا در فصول پاياني، خود پا به ميدان مي گذارد و رواياتي متفاوت از آنچه راويان اصلي اش براي خواننده گفته اند، باز مي گويد. همين ويژگي اثر و حضور نويسنده در متن كه نوعي عدم قطعيت را هم شامل حال كتاب مي كند در كنار نحوه روايت و قصه هاي تو در تو، به تعبيري رمان را به كارهاي پست مدرن نزديك مي سازد، اما با نگاهي به پيشينه هاي ادبي خودمان و ياداوري كتابي چون هزار و يك شب كه به گفته جان بارت از سردمداران ادبيات پست مدرن، از منابع اصلي الهامش بوده است، ريشه هاي اين نوع روايت را به جاي جستجو در ادبيات غرب مي توان در اين سوي دنيا هم جستجو كرد.
از نكات ديگري كه نفيسي به آن اشاره كرد سخت خوان بودن كتاب بخصوص تا حدود 70-60 صفحه اول بود. زبان اثر ويژگي ديگري بود كه مجري جلسه به عنوان مميزه اي پررنگ از آن ياد كرد و گفت : در اين اثر سطوح مختلف زباني از عاميانه و كوچه بازاري در كنار لهجه هاي خاص محلي ( در ديالوگها ) گرفته تا زبان شاعرانه و شبه آركائيك، همه در كنار هم و كاملا به جا به كار گرفته شده اند و كساني كه دستي در نوشتن دارند مي دانند چقدر سخت است كه چنين كرد و در پايان هم نلغزيد.
محمد ايوبي نويسنده كتاب ضمن بيان توضيحاتي در مورد كار گفت كه به اعتقاد وي تنها نيمي از مسئوليت گيرايش و مفهوم سازي اثر با نويسنده است و مابقي با مشاركت و تلاش خواننده است كه بايد شكل بگيرد. ايوبي همچنين گفت كه اصولا در كارهايش نه تنها از نويسندگان بزرگي چون فاكنر تاثير گرفته كه بزرگان ادبي خودمان چون سعدي و مولوي وحافظ هم بر كار وي بي تاثير نبوده اند و ادامه داد نثرعين القضات كه در اين كتاب در قالب محمد ميانجي حضور پيدا كرده ( و محمد ميانجي در واقع كسي نيست جز عين القضات همداني )، بارها وي را تا مرز جنون پيش برده است و نويسنده امروزي حتي براي آنكه مدرن بنويسد بايد شعر و نثر گذشته را بار ديگر كشف كند. در ارتباط با اين موضوع كه بعضي منتقدان اعتقاد به پست مدرن بودن رمان صورتك هاي تسليم داشته اند، ايوبي گفت : وقتي اثري چاپ مي شود ارائه نظرات و تفاسير متفاوت هر كدام در جاي خود مي تواند صائب باشد اما به زعم وي كار بيش از آنكه پست مدرن باشد به ادبيات مدرن نزديك است. وقتي در سطح جامعه رشد مدرنيته با موانع و مشكلاتي مواجه است و ادبيات توسري خورده ما هم در همين جامعه نفس مي كشد آيا اصولا مي توان از مدرنيته گذر نكرده، حضوري پر رنگ در عرصه پست مدرن داشت؟
در ادامه اين نشست ادبي محمود سجادي از نويسندگان پيش كسوت حاضر در جلسه به عنوان اولين منتقد به بيان نظرات خود پرداخت و گفت : به اعتقاد من ايوبي در كنار احمد محمود ( نويسنده بزرگ خطه جنوب و همشهري و دوست مشترك هر دو ) از ستونهاي اصلي نحله ادبي خوزستان به حساب مي آيد. سجادي در ادامه گفت وي از كودكي با ايوبي آشنا بوده است، با هم كتاب خوانده اند، مدرسه رفته اند و بزرگ شده اند و با توجه به شناختي كه از خود نويسنده و زندگي اش دارد اين رمان را بايد نوعي اتو بيوگرافي از خود ايوبي دانست. نكته جالب اين است كه نام بويايي در هم ريخته ايوبي است. محمد ميانجي هم از آن طرف مي تواند ميان سالي خود ايوبي باشد و عملا هر دو راوي و شخصيت اصلي كتاب خود نويسنده اند در شرايط و مقاطع مختلف زندگي.
سجادي در ادامه بياناتش به چند نكته زباني در اثر هم اشاره كرد و گفت با وجود خدشه هاي زباني و دستوري ( كه مثالهايي از آنها را ارائه داد )، ايوبي در جاي جاي اثر از تعابيري نو و زيبا مانند دمش سحر يا آوازه گرداندن ( به جاي رنجمويه ) استفاده كرده كه بجا در اثر مي نشينند، اما از منظر ديگر شايد نثر ايوبي زياده از حد شاعرانه شده باشد و اين مسئله به پيشينه نويسنده بر مي گردد كه در جواني شعر هم مي گفته. وي در پايان سخنانش گفت : با وجود شروع صعب، كار با گشايش تدريجي و كسب آرامش، بهتر پيش مي رود و در مواردي كه مثلا به توصيف صحنه هاي جنگ در خرمشهر مي پردازد الحق آن را خوب توصيف مي كند و در مجموع، ايوبي كتاب بسيار خوبي از كار در آورده است.
پريا نفيسي از نويسندگان حاضر در جلسه به عنوان منتقد بعدي به بيان ديدگاه هايش پرداخت و گفت به عقيده او هم با وجود شروع سخت، با آشنايي تدريجي با نحوه روايت و به خصوص با هنر قصه گويي ايوبي و بيان خرده قصه هايي كه همه هم در نهايت به سرانجام مي رسند و با تعليق و انتظاري كه نويسنده در دل خواننده ايجاد مي كند، به خصوص وقتي كه محمد ميانجي را وارد داستان مي كند، وضعيتي ايجاد مي شود تا خواننده با تمام وجود بخواهد كه كتاب را ادامه دهد. منشا جذابيت ديگر كتاب از نگاه پريا نفيسي فرم و تكنيك روايتي كار بوده كه با وجود آنكه نمي توان آن را كاملا جديد دانست اما با عدم قطعيتي كه حضور نويسنده در كار ايجاد مي كند، در ذهن خواننده اين پرسش ايجاد مي شود كه مثلا در مورد دانيال بويايي آنچه خود دانيال تعريف كرد درست است يا آنچه نويسنده در پايان برايمان مي گويد؟ و همين موضوع در مورد محمد ميانجي و واقعيت زندگي او هم صدق مي كند، چيزي كه خواننده نكته سنج را به تفكر مي كشاند.
در ادامه جلسه، پوريا فلاح از نويسندگان جوان حاضر در جلسه اين پرسش را مطرح نمود كه چرا محمد ايوبي با آن قدرت قلمي كه در نقطه به نقطه كتاب موج مي زند و حاصل سالها قلم زدن است شروعي كوبنده تر و خوش خوان تر براي كتابش تدارك نديده است؟ فلاح ادامه داد : من به هيچ وجه مجاب نمي شوم كه بايد 100 صفحه سخت و صعب را بخوانم و به تدريج با شخصيتها آشنا شوم و به نظر من ايوبي نبايد اين انتظار را از من خواننده داشته باشد كه برگردم و براي فهم اثر، آن را از نو بخوانم و اصولا فكر نمي كنم ايوبي مانند كسي چون گلشيري هدفش اين بوده كه فقط آن چند نفر خواننده حرفه اي يا فرهيخته كه مي توانند كار را بفهمند، كتابش را بخوانند.
نكته ديگري كه فلاح به آن اشاره كرد سبك نوشتاري ايوبي بود كه به عقيده وي شايد چندان لزومي نداشته باشد بخواهيم آن را در قالب هايي چون مدرن يا پست مدرن بگنجانيم. به زعم وي اين نحوه نگارش، سبك ايشان است و از همين منظر هم شاخص به حساب مي آيد.
محمد ايوبي در ارتباط با نظرات فلاح گفت : من تعمدي نداشته ام كه كار ابتدايش سخت باشد، شايد حد توان من اين بوده. البته به اين موضوع هم اعتقاد دارم كه مثلا خواننده اي كه به دنبال كار سهل و ساده است شايد بهتر باشد از همان ابتداي كار تكليف خودش را بداند و اين جور كتابها را از همان اول كنار بگذارد. البته شروع داستان واقعا يك مسئله مهم است و شايد با توجه به نقطه نظراتي كه در اين جلسه بيان شد بهتر باشد يك بار ديگر به كار نگاه كنم و ببينم آيا كار ديگري مي توانسته ام انجام دهم يا نه. ضمنا، اين مسئله هم درست است كه من اصولا نمي خواسته ام براي فقط آن 10 نفر آدم فرهيخته رمان بنويسم، اما انگار در اين كتاب تحت سلطه ساختار اثر بوده ام و حتي پس از سه بار بازنويسي نتوانستم اين ساختار را تغيير دهم.
يوسف انصاري از ديگر منتقدان حاضر در جلسه هم ضمن اذعان به كند بودن ريتم كار در 30-40 صفحه ابتداي اثر، اعتقاد داشت سه راوي داستان هر سه يك نفرند و ما عملا با نويسنده اي سر و كار داريم كه دارد از نوشتن مي گويد. اما چيزي كه انصاري از آن به عنوان مشكل اصلي رمان ياد كرد حضور بيش از اندازه نويسنده و اين موضوع بود كه موازي پيش بردن كار از ابتدا تا انتها، گاهي اوقات توي چشم مي زده و او را اذيت كرده است، اما وي در مجموع كار را با لذت خوانده .
محمد جعفري قنواتي از نويسندگان و پژوهشگران ادبيات عاميانه در ادامه نشست به بيان نقطه نظراتش پرداخت و گفت : من خوشبختانه اين شانس را داشته ام كه از دوران جواني با آثار ايوبي آشنا شوم و بخش عمده اي از كارهاي او را هم خوانده ام و به واسطه همين شناخت، هميشه فكر مي كرده ام كه ايوبي روزي داستان عين القضات را خواهد نوشت. انگار پيشاني نوشت ايشان اين طور بوده و خوشحالم كه پيش بيني من بالاخره به تحقق پيوست.
نكته ديگري كه قنواتي به آن پرداخت، بازتاب اقليم و منطقه جنوب در كار نويسنده بود كه به عقيده وي بر خلاف آثار برخي نويسندگان كه مي خواهند با ضرب و زور نشان دادن مراسم، آئينها يا سنتهايي خاص نشان دهند كه به اقيم جنوب وابسته اند، ايوبي اين كار را نمي كند و كار را خيلي طبيعي تر پيش مي برد.
ابراهيم دم شناس از ديگر نويسندگان جنوبي حاضر در جلسه پس از قنواتي به بيان ديدگاه هايش پرداخت و گفت : در دوران جديد رمان و داستان كوتاه كه با عصر مدرنيسم آغاز مي شود اين ايده كه اثر ادبي بايد از زبان واحدي تبعيت كند زير سؤال مي رود و اصولا ديگر چيزي به نام طبيعي بودن زبان وجود ندارد و نويسنده با هنجارشكنيها و تزلزلي كه در اركان زبان ايجاد مي كند، به نوعي بر تكثر و چند صدايي حاصل از دموكراسي كه در داستان جديد وجود دارد صحه مي گذارد، به همين علت شخصا فكر مي كنم بسياري از اشكالاتي كه سجادي به آنها اشاره كرد نمي تواند چندان مصداق داشته باشد. البته در مورد نام يكي از شخصيتها به نظرم به جاي حُسنه كه در كتاب گفته مي شود، حَسنه در جنوب مصطلح تر باشد.
در مورد گفتگوي ادبيات جديد و قديم هم دم شناس اعتقاد داشت كه نويسنده ايراني حتما بايد به ادبيات هزار و چند صد ساله اي كه در پشت سر دارد نگاه كند و از اين منظر فكر مي كند اين كتاب شاخص و واجد ارزش است.
محمد ايوبي ضمن تاكيد بر حرفهاي دم شناس گفت : من در بسياري از كارهايم به ادبيات كهن خودمان توجه داشته ام مثلا در راه شيري عين زبان نظامي را در بخشي از داستان به كار برده ام. واقع اين است تنها چيزي كه ما را در برابر بيگانگان حفظ كرده همين زبانمان است در حالي كه مثلا مصريها با از دست دادن زبانشان چه چيزي از آنها باقي مانده؟
قنواتي هم در همين زمينه اعتقاد داشت كه بايد جرياني از داستان نويسي در ادبيات ايران بوجود آيد كه ريشه هايش را از سنتهاي ادبي و كهن خودمان بگيرد چرا كه در غير اين صورت، گريزي از انقطاع فرهنگي نخواهيم داشت.
در پايان اين نشست ادبي محمد ايوبي ضمن تشكر از حضار و دقت نظر آنان در خوانش كتاب گفت : من امشب راحت مي خوابم و واقعا خوشحالم كه در اين جلسه و جمع حاضر شدم و قطعا در كار بعدي ام اگر عمري باشد، با حساسيت و دقت نظر بيشتري به كار نگاه مي كنم. ايوبي در ادامه گفت با وجود آنكه سي و چند سال است كه تدريس مي كند ولي هنوز خودش را طلبه اي مي داند كه بايد از نقطه نظرات و انتقادات به جاي ديگران استفاده كند و در اين نشست ادبي هم خوشبختانه بهره لازم برايش حاصل شده است.
تهيه گزارش : پريا نفيسي
|
|
|
|
|
|
صفحه اصلی
|
اخبار
|
شهر کتاب فدک
| راهنمای خرید
|
تماس با ما
|
درباره ما
|
|
تمامی حقوق این سایت متعلق به
انتشارات افراز
است. |
|
اجرا و پشتیبانی
NikaIT |