کاربر مهمان خوش آمدید
29 اردیبهشت 1391

         


    
 

 
  سبد خرید  0 عدد   جست و جوی پیشرفته     تماس با ما   درباره ما   راهنمای خرید   اخبار   صفحهﻯ اصلی
يادداشت: همینگوی، كارور و خیام (1/5/1387)


ادبیات و به خصوص ادبیات نمایشی و نمایشنامه از قدیمی‌ترین هنرهای بشر است كه سابقه‌ آن به یونان باستان بر می‌گردد. دست‌كم یونانی‌ها آن را تئوریزه كردند.
كمدی و تراژدی هر كدام رویكرد خاص خود را داشتند؛ هر چند تراژدی‌ها ماندگارتر بودند. كاركرد نهایی آنها هم القای نكات اخلاقی و پیراستن جامعه به اخلاق و خلق نیكو بود. در این مجال اندك، سر آن ندارم كه به تاریخ نمایش بپردازم یا از چرایی و چند و چونش بگویم، فقط بسنده می‌كنم به این نكته كه نمایشنامه‌نویسان از ماندگارترین نام‌های تاریخ جهان بوده‌اند و هستند. سوفوكل را به هر زبان كه بخوانید شیرین است. حرفی زده است كه تا جهان باقی‌است كهنه نمی‌شود. دیگرانی هم بوده‌اند. شكسپیر همانندی ندارد تا آنجا كه چون یگانه است نام او با افسانه‌ها درمی‌آمیزد. چنان افتخاری دارد كه گاه حتی عده‌ای در جای دیگری از عالم، قصد مصادره او را دارند. همانگونه كه امروز بزرگان ما را مصادره می‌كنند. لابد یادتان هست كه چند سال پیش سرهنگ معمر قذافی كه هرجا می‌رود خیمه و خرگاه خود را همراه می‌برد مدعی شد كه شكسپیر عرب لیبیایی بوده است. استدلالش چه بوده، الله اعلم. اما ببینید، آیا كسی را می‌توانید پیدا كنید كه به چنگیزخان مغول افتخار كند. سرداران خون‌ریزی كه تاریخ را تاریك كرده‌اند چه افتخاری دارند. داستان‌نویسانی كه روزگاری طبع خود را در نمایشنامه آزموده‌اندكم نیستند اما دو نفر را به مناسبتی كه با آثارشان آشناتر هستم، برمی‌گزینم، ارنست همینگوی و ریموند كارور. همینگوی كه به قول گرترود استاین نماینده نسل گمشده است از نام‌آوران عرصه داستان‌نویسی و روزنامه‌نگاری در قرن بیستم می‌باشد. او در آثار داستانی و غیر داستانی‌اش به زیر و بم نسل نویسندگان آواره آمریكایی كه در اروپا و به‌خصوص در قلب فرهنگی آن، پاریس جمع شده بودند، می‌پردازد. پلشتی‌های زندگی‌شان را نشان می‌دهد و تباهی‌ آنها را به تصویر می‌كشد. همینگوی علاوه بر جوایز ریز و درشت در پرونده ادبی‌اش جایزه نوبل را به نام خود سكه زده است، در عمرش یك نمایشنامه نوشته است؛ نمایشنامه‌ای كه بعدها به اصطلاح سیاسی نامطلوبی بدل شد. نام این نمایشنامه ستون پنجم است. امروز ستون پنجم از نظر معنی و مفهوم مجازی همان جاسوسی است؛ با این تفاوت که جاسوس خواسته و به اختیار به نفع دشمن كار می‌كند و ستون پنجم حتی ممكن است خودش آسیب ببیند و دانسته یا ندانسته به زیان و ضرر خودی و نفع بیگانگان کار می‌کنند. ریشه تاریخی آن به جنگ‌های داخلی اسپانیا برمی‌گردد. تنها جنگی كه اغلب نویسندگان و روشنفكران در آن شركت كردند و از همه‌ جای جهان به یاری انقلابیون آن دیار شتافتند. هنگامی‌که ژنرال مولا یکی از سرکردگان سپاه ژنرال فرانکو با ارتش خود به سوی مادرید پایتخت اسپانیا پیش می‌رفت، برای کمونیست‌ها که بر شهر مسلط بودند پیغام فرستاد که با چهار ستون سرباز و تجهیزات كامل از شرق و غرب و شمال و جنوب به سوی مادرید پیش می‌آید ولی هشدار داد كه ستون دیگری به نام ستون پنجم هم هست كه در مادرید برای او فعالیت می‌کند. شاید هم موافق او نباشند ولی چون با عقیده و نظر آنها صددرصد مخالف هستند راه ورود چهار ستون را به داخل شهر هموار می‌کنند. نمایشنامه ستون پنجم ارنست همینگوی‌ را كیهان بهمنی به فارسی ترجمه كرده. ستون پنجم اولین و تنها نمایشنامه ارنست همینگوی است. این نمایشنامه پیش‌تر هم ترجمه شده بود اما این ترجمه یك ویژگی دیگر هم دارد؛ تحلیل كیهان بهمنی كه از مدرسان ادبیات نمایشی نیز هست. كتاب در سه بخش زندگینامه، نمایشنامه و تحلیل نمایشنامه منتشر شده. بهمنی معتقد است راز استقبال از آثار همینگوی در ایران هم سویی افكار نویسنده با فیلسوف نابغه ایرانی، حكیم عمر خیام است. به همین علت درك این اثر را برای خواننده ایرانی آسان‌تر می‌كند.
همینگوی برای پوشش خبری جنگ داخلی اسپانیا به آن كشور رفت. ماجرا از این قرار است كه در خلال جنگ‌های داخلی اسپانیا فیلیپ راولینگ آمریكایی در پوشش خبرنگاری كه برای روزنامه‌های آمریكا خبر تهیه می‌كند، به عملیات ضد جاسوسی به نفع كمونیست‌ها می‌پردازد. در هتل دو خبرنگار آمریكایی دیگر به نام‌های رابرت پریستون و دورتی بریجز زندگی می‌كنند. رابرت متاهل است و دورتی بریجز دختر جوان زیبایی است كه با دیدن فیلیپ به او دل می‌بندد. قهرمان داستان كه از جنگ خسته ‌شده ‌ا‌ست، در جریان یك عملیات ضد جاسوسی تعداد زیادی از فاشیست‌ها و هواداران آنها را بازداشت می‌كند.
نمایشنامه دیگری كه تك‌كار ریموند كارور است گل‌های میخك نام دارد. ریموند كارور نیز چون نویسنده سلف خود، داستان‌نویسی است كه به زندگی‌های تباه شده می‌پردازد و بیكاری و رواج الكلیسم و زندگی‌های به هم ریخته را دستاویز خلق آثارش می‌كند. كارور پس از گل‌های میخك دیگر نمایشنامه‌ای ننوشت. كارور داستان‌نویس موفقی است اما شاید كارور در نمایشنامه‌نویسی نتوانسته باشد به اوج برسد، ولی درسی به نویسندگان جوان می‌دهد كه در انتخاب خود با سختگیری و جدیت بیشتری دست به قلم ببرند. گل‌های میخك را من ترجمه كرده‌ام و هر دو كتاب را نشر افراز منتشر كرده است. در نوشتن این مطلب از گزارش مفصل رضا آشفته استفاده كرده‌ام.

روزنامه‌ي كارگزاران- شماره 545- يك شنبه 30 تير 1387
 



آدرس این صفحه: http://www.afrazbook.com/tabId-6-n-10.aspx


صفحه اصلی | اخبار | راهنمای خرید | تماس با ما | درباره ما
تمامی حقوق این سایت متعلق به است.
 اجرا و پشتیبانی NikaIT