کاربر مهمان خوش آمدید
29 اردیبهشت 1391

         


    
 

 
  سبد خرید  0 عدد   جست و جوی پیشرفته     تماس با ما   درباره ما   راهنمای خرید   اخبار   صفحهﻯ اصلی
روزنامه‌ «فرهیختگان»: نگاهی به مجموعه‌ داستان‌کوتاه «راه‌پیمایی روی ماه» نوشته‌ی علی قانع (26/2/1390)


سارا خاك‌زاد: در زیست‌شناسی مرگ پایان زندگی انسان‌هاست. جایی كه فرد آرایش سلولی مغز خود را از دست می‌دهد. از دیرباز تاكنون مرگ یكی از مهم‌ترین مساله‌های بشری بوده و هنرمندان بسیاری از نقاش گرفته تا نویسنده همیشه این دغدغه را داشته‌اند كه این مساله لاینحل بشری را در آثار خود به نمایش بگذارند.

مرگ در مجموعه داستان راهپیمایی روی ماه حضوری پررنگ دارد. راهپیمایی روی ماه شامل ۲۴ داستان كوتاه است كه نشر افراز در سال ۸۹ آن را به چاپ رسانده است. البته در نگاهی دقیق‌تر این مجموعه شامل دو بخش است؛ یك بخش كه داستان كوتاه است و بخش بعدی شامل یك‌سری داستانك‌هاست كه حجم كمتری نسبت به بخش اول دارد مانند: رنگ‌ها، مرگ، عبور و...
قانع از مضامینی مدرن در داستان‌هایش بهره گرفته است. مضامینی كه انسانی، روانشناسی و اجتماعی است و مرتبط با زندگی‌های امروزی و عصر حاضر است همچون عشق، بیماری، تنهایی، مرگ و... از این‌رو احساسات خواننده را درگیر می‌كند. دیدگاه غالب داستان‌ها اول شخص و سوم شخص محدود به ذهن است و پایان آنها باز است. بعضی داستان‌ها موجز هستند، طوری كه گاه دچار ابهام می‌شوند و بعضی دیگر اطناب دارند و نویسنده با حوصله به همه ابعاد ماجرا پرداخته كه این مساله باعث ایجاد ملال می‌شود. حال به مرور چند داستان از این مجموعه می‌پردازیم: داستان اول این مجموعه «راهپیمایی روی ماه» نام دارد كه نام مجموعه هم از همین داستان گرفته شده است. مهم‌ترین نكته‌ای كه در این داستان می‌توان به آن اشاره كرد، راوی آن است كه اول شخص غیرقابل اعتماد است و همین مساله موجب عدم‌قطعیت در داستان می‌شود كه از ویژگی داستان‌های مدرن است. تردید در واقعیتی كه خواننده از ابتدا تا انتها با آن همراه است، باعث می‌شود لایه‌های دیگری به داستان اضافه شود و داستان موفقی پیش‌روی خواننده قرار گیرد. راوی داستان، مردی است كه دچار یك نوع بیماری روانی است و ادعا می‌كند كه زن و بچه‌اش را كشته است. او تحت‌نظر دكتر روانشناس است و برای فراموشی خاطرات تلخ خود محیط زندگی خود را تغییر می‌دهد و با زنی به نام مریم آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌كند و در ادامه باز ادعا می‌كند كه همسر دوم خود را نیز كشته است و. . . هرچند راوی ماجراهای زندگی خود را با جزئیات شرح می‌دهد ولی به خاطر بیماری‌ای كه خود به آن اشاره می‌كند و اینكه پلیس او را دستگیر نكرده، همچنین گفته‌های همسر دومش كه تمام این جریانات را خیالی و ساختگی می‌داند؛ می‌توان تا اندازه‌ای به گفته‌های او شك كرد: «مریم باور نمی‌كرد. . . پریشانی و اوهام شبانه‌ای را كه آرامشم را به هم می‌ریخت جدی نمی‌گرفت. . . حتی گازگرفتگی و مرگ زن و یگانه دخترم را خیالی و ساختگی می‌دانست. » «ایستگاه آخر، مونیخ» داستان دیگری از این مجموعه است. مكان داستان همان‌طور كه از نام آن پیداست در مونیخ می‌گذرد. داستان لحظه‌ای را روایت می‌كند كه دو دوست بعد از سال‌ها در كافه‌ای در مونیخ یكدیگر را ملاقات می‌كنند. یكی از آنها به نام فرامرز در مونیخ زندگی می‌كند و دیگری دوستی است كه از ایران به آلمان آمده و كنجكاو است كه از پروانه همسر فرامرز در این سال‌ها بداند چراكه زمانی خود عاشق پروانه بوده است. مورد دیگری كه به داستان ضربه‌زده صحنه آخر است، جایی كه بعد از كلی تعلیق و كشمكش بالاخره فرامرز به حرف می‌آید و اعتراف می‌كند كه همان موقع هنگام مهاجرت به پروانه خیانت كرده و تنها به آلمان سفر كرده است. این مساله باعث ایجاد غافلگیری در داستان می‌شود: «... تو كوه‌های یوگوسلاوی افتادیم گیر قاچاقچی‌های انسان... یكی از افراد دارودسته كه بوسنیایی بود و دست و پا شكسته زبان ما رو می‌فهمید، گفت اگه پول داشته باشم، فراریم می‌ده، اما كاری برای پروانه نمی‌تونه بكنه... ۱۰ تا صد دلاری جاسازی گرفت و شبانه آوردم مرز آلمان...». این داستان هم در گروه داستان‌های واقع‌گرای مدرن قرار می‌گیرد و وجه روانشناختی آن كاملا بارز است. ما در این داستان شاهد جهان و انسان‌هایی هستیم كه رو به تباهی هستند. جهانی كه از ارزش‌های اخلاقی در آن خبری نیست. تنها نكته مثبت موقعیت پیچیده و سختی است كه نویسنده فرامرز را در آن قرار می‌دهد و سخت‌تر از آن تصمیمی است كه فرامرز در این موقعیت می‌گیرد. انسان ناچار است برای بقای زندگی خود دست به هر كاری بزند و شده همه‌چیز حتی عشق را زیر پاهایش له می‌كند تا بتواند زندگی كند. یكی دیگر از داستان‌های این مجموعه «آخر داستان» است كه موضوع و پرداختی كلیشه‌ای دارد و نویسنده نتوانسته است داستان موفقی را پیش‌روی خواننده بگذارد. همان‌طور كه گفتیم مرگ حضوری انكارناپذیر در این مجموعه دارد و نویسنده به شكل‌های مختلفی آن را در این داستان‌ها نشان داده است: قتل، بیماری، جنگ، تصادف، خودكشی و... در این داستان هم رد پای مرگ را به وضوح می‌بینیم. اول مرگ پدر و مادر راوی را داریم كه بر اثر تصادف بوده و بعد مرگ شوهر خواهر راوی را داریم كه بر اثر یك بیماری عفونی بوده و همین بیماری را به خواهر راوی منتقل كرده است. بنابراین خواهر راوی هم رو به مرگ است و كابوس‌های راوی را داریم كه در یكی از آنها خواهر خود را می‌كشد تا از درد و رنج بیماری رها شود. داستان تقابل حال و گذشته است. گذشته خوشبخت و رویایی در كنار مادر و پدر، درمقابل حال كه سرشار از سیاهی و درد و عذاب است.یكی دیگر از داستان‌ها «یك فنجان چای تلخ» نام دارد كه از داستان‌های موفق مجموعه است. موضوع داستان عشق و تنهایی است. پسری دبیرستانی كه عاشق دبیر زبان خود به نام ماهرخ می‌شود و با وجود فاصله سنی تا سال‌ها این علاقه و ارتباط باقی می‌ماند. داستان لحظه‌ای را روایت می‌كند كه این پسر كه حالا چهل ساله است و زن و بچه دارد؛ طبق عادت همیشگی به خانه ماهرخ آمده است. این داستان هم از درد و رنج و مشكلات می‌گوید. شخصیت‌های داستان نمونه نوعی انسان‌های امروزی هستند كه از زندگی درمانده شده و دچار ملال و روزمرگی شده‌اند: «... بگویم كه روز و شب با خود درگیرم. حوصله خودم را ندارم... كه خلاصه باید سنگ‌هایم را با نوشته‌هایم وا بكنم و بروم سراغ یك ناشر، كه خسته شده‌ام از این زندگی سگی كه نه، زندگی گربه‌ای، زندگی گاوی...» در این داستان لحظات تنهایی انسان ترسیم می‌شود. ماهرخ از همسرش جدا شده و تنها دخترش را در غربت از دست داده و همسر مرد نیز از خانه قهر كرده و دختر كوچكش مریض است. او همچنان كه سرگرم ورق زدن آلبوم می‌شود؛ خاطرات شیرین گذشته برایش زنده می‌شود.
در آخر می‌توان گفت كه تقابل‌های عمده داستان‌های این مجموعه عشق – بی‌عشقی، زندگی – مرگ و اصلی‌ترین آن تقابل حال - گذشته است. در جای‌جای این داستان‌ها شاهد افسوس و حسرت شخصیت‌ها از زندگی گذشته خود هستیم. گذشته‌ای شاد و سرشار از عشق و زیبایی در مقابل زندگی حال كه مملو از سیاهی و درد و تباهی است.
 



آدرس این صفحه: http://www.afrazbook.com/tabId-6-n-349.aspx


صفحه اصلی | اخبار | راهنمای خرید | تماس با ما | درباره ما
تمامی حقوق این سایت متعلق به است.
 اجرا و پشتیبانی NikaIT