وبسايت مد و مه: «امروز شنبه» در کافه گارنو (پاتوق ادبی هفت اقلیم)
(7/4/1390)
|
روایت آیت دولتشاه از جلسه نقد نخستین اثر یوسف انصاری «امروز شنبه» در کافه گارنو (پاتوق ادبی هفت اقلیم) سومین نشست عصر داستان هفت اقلیم، با نقد امروز شنبه در پاتوق ادبی کافه گارنو برگذار شد. هر چند قبل از شروع جلسه متوجه غیبت محسن فرجی در جلسه که جزء منتقدین اصلی نشست بود شدیم، اما جلسه با حضور علیرضا سیف الدینی آغاز شد و در ادامه از قباد آذزآیین هم دعوت شده که در جایگاه منتقدین حضور یافته و در مورد امروز شنبه صحبت هایی داشته باشد. در این جلسه علیرضا سیف الدینی که دلبستگی شدید غیر قابل انکاری به نویسنده و مجموعه داستانش داشت، در مقام دفاع از مجموعه ی امروز شنبه، ابتدا به شرح کلیتی در مورد داستان ها پرداخت و اینکه این مجموعه را گام محکمی برای یوسف انصاری دانست و رشد انصاری را در نوشتن، رشد قابل قبول و امیدوار کننده ای عنوان کرد. سیف الدینی معتقد بود اینکه نویسنده ای که زبان مادری اش ترکی است توانسته داستانهایی به روانی امروز شنبه بنویسد اتفاق بزرگی است و برای روشن شدن بحث به مشکل ساعدی و خیلی نویسندگان بومی نویس ما در برگرداندن نوشته هایشان به فارسی و تلاشی که برای رفع این نقیصه کرده اند اشاره کرد. و معتقد بود یوسف انصاری خوب توانسته است از این مشکل عبور کند. سیف الدینی در ادامه به بحث تکنیک زدگی بی مورد داستان ها در بعضی موارد اشاره کرد و اصرار نویسنده برای فرار از خطی شدن داستان ها را حاصل ترس درونی نویسنده دانست تا کاری آگاهانه در جهت پیشبرد داستان ها. سیف الدینی معتقد بود که در اکثر داستان ها این ترس باعث شده که داستان ها مسیر خطی و سرراست خودشان را فدای تکنیک زدگی بیجا و بعضأ بی تناسب با سوژه بکنند. او معتقد بود که در یک کار اگر داستان وجود نداشته باشد، هر چقدر تکنیک به کار ببریم باز هم آن داستان داستان نمی شود و وقتی داستانی در کار هست و در ذات خودش هم این جذابیت را دارد، باید اجازه بدهیم که بدون ترس و تکنیک زدگی بیجا داستان مسیر خودش را پیش ببرد. او در ادامه به چند نکته در مورد زبان و نثر یوسف انصاری پرداخت. سیف الدینی داستان امروز شنبه… را از لحاظ زبانی شاخص ترین داستان این مجموعه دانست و معتقد بود که برای داستان نویسی که زبان مادری اش ترکی است این زبان و این قدرت در نوشتن یعنی یک گام بسیار بزرگ و از این بابت به انصاری تبریک گفت. سیف الدینی درباره ی تاثیری که انصاری از ساعدی گرفته است، ضمن احترام به ساعدی به عنوان یکی از بزرگان ادبیات، معتقد بود که دلیل شباهت بعضی از داستان های انصاری و ساعدی به خاطر آبشخور مشترک فرهنگی و اشتراکاتی است که این دو نویسنده از لحاظ فرهنگی و تجربه ی زیستی با هم دارند و پیشنهاد داد که به جای تاثیر پذیری یوسف انصاری از ساعدی بگوییم یوسف انصاری و ساعدی در این نقاط با هم اشتراک دارند. در ادامه سیف الدینی بحث را به فرهنگ شفاهی حاکم بر مجموعه داستان کشاند و معتقد بود که داستان های این مجموعه در دام شفاهی نویسی افتاده اند. او گفت که وقتی ما جمله ای یا نقل قولی را در داستانی می آوریم باید با شکل مکتوب و نوشتاری آن جمله طرف باشیم نه اینکه کماکان جمله شکل شفاهی اش را حفظ کند و در واقع همان را در متن پیاده کنیم. در ادامه ی جلسه قباد آذرآیین هم که در نبود محسن فرجی به عنوان یکی از منتقدین اصلی در مورد امروز شنبه حرف زد، نکاتی در مورد گفته های آقای سیف الدینی یادآور شد که بعضأ با مخالفت سیف الدینی همراه بود. آذرآیین هم از مجموعه داستان امروز شنبه به عنوان مجموعه داستانی موفق یاد کرد و به نویسنده اش تبریک گفت. آذرآیین تم کلی و اصلی داستان ها را تنهایی خواند و معتقد بود که این تنهایی و عدم ارتباط در همه ی داستان های این مجموعه وجود دارد. آذر آیین گفته های خودش را بیشتر نظر شخصی دانست تا یک نقد تئوریک و یا علمی. بعد از حرف های آذر آیین و توضیحات سیف الدینی و به جهت شکسته شدن فضای رسمی جلسه از حضار خواسته شد که در بحث دخالت کنند و نکته نظراتشان را در مورد امروز شنبه بیان کنند. در این جلسه آقایان، یزدان بد، گلستانی، حیدری و فهیمی مباحثی را مطرح کردند که بعضأ به صورت سوال و یا به صورت نظر شخصی بیان شدند. آقای فهیمی داستان برف انصاری را شبیه به داستان گرگ گلشیری دانستند. آقای گلستانی هم بحثی در مورد شفاهی نویسی و توجه فیلسوفانی از قبیل افلاطون و ارسطو را به شفاهی نگاری در جهت حفظ جان مایه ی کلام مطرح کردند. آقای علی حیدری هم روند گسترش داستان ها را به صورتی دانست که با جان مایه ی داستان ها و استراتژی پایانی نویسنده همخوانی ندارد. بنده (آیت دولتشاه) هم به عنوان گرداننده ی جلسه با نظر آقای حیدری موافق بودم و در تائید حرف ایشان مطالب کوتاهی را عنوان کردم. بعد از نظرخواهی از شرکت کننده ها، آقای سیف الدینی توضیحاتی در مورد مباحث مطرح شده توسط حضار دادند و بعد به چند مورد ایراد نثری و شکل صحیح نوشتارشان اشاره کردند. ایشان در مورد داستان (احساسی که تنها یک آرایشگر می تواند حس کند) عقیده داشتند که داستان با توضیحات اضافی شروع می شود و بهتر می دیدند که این داستان از یک پاراگراف بعد شروع شود. آقای امیرحسین یزدان بد که در جلسه حضور داشتند، با این نظر سیف الدینی موافق نبودند و توضیح دادند که این قسمت از داستان که مشخصأ شاید حرکت خاصی هم در داستان ایجاد نکند برای ایجاد فضا سازی و لحن و تمپو می توانند به داستان کمک کنند. نظر یزدان بد همراه بود با توضیحات مجدد سیف الدینی. امروز شنبه- یوسف انصاری در ادامه بنده هم در قالب سوالی که از منتقدین پرسیده شد، در مورد چند خطی بودن داستان ها و اینکه مشخصأ در داستان برف این داستان ها با هم تقابل و ارتباط مستقیمی ندارند نظرم را بیان کردم. آقای سیف الدینی در مقام پاسخگویی به این نظر بنده، جدا بودن خطوط داستانی را تایید اما در مورد بی ارتباط بودن این خطوط داستانی عقیده داشت که این خطوط با هم بی ارتباط نیستند و با توجه به فضای مشترکشان و ایجاد فضاسازی در داستان ها کارکرد خودشان را دارند و می شو آنها را در خدمت داستان دانست. در پایان جلسه از یوسف انصاری خواسته شد که در مورد نقد و نظر منتقدین و حضار اگر توضیحی دارد بیان کند. انصاری بعد از تشکر از حضار و منتقدین به ذکر چند نکته اکتفا کرد. انصاری در مورد این حرف که او را تحت تاثیر ساعدی می دانند، این تاثیر را مایه ی افتخار دانست و گفت که افتخار می کنم تحت تاثیر ساعدی ام چون ساعدی آدم کمی نیست و زیر سایه ی ساعدی بودن اتفاق بدی نیست زیرا سایه ساعدی سایه ی امنی است. او همچنین در مورد نظرات آقای سیف الدینی، ضمن تشکر از ایشان گفت که این ایرادات و نظری که در مورد ترس نویسنده مطرح کرده اند خیلی برایش جالب بوده و معتقد بود که نقص های این مجموعه بر می گردد به تواناییش در زمان نگارش داستان ها و اینکه آن زمان همین قدر می توانسته روی داستان ها کار کند و اگر الان بخواهد دوباره به این داستان ها برگردد با شجاعت و توانایی بیشتری می تواند با آنها برخورد کند. جلسه با توضیحات یوسف انصاری و اعلان برنامه ی هفته های آتی نقد کتاب هفت اقلیم به پایان رسید و مانند جلسات گذشته ی نقد کتاب هفت اقلیم، با پذیرایی مختصری از شرکت کنندگان به پایان رسید. بعضی از شرکت کنندها تا یکی دو ساعت بعد از پایان جلسه هم در پاتوق ادبی حضور داشتند و در فضای دوستانه و صمیمی ای که توسط مدیریت کافه گارنو در اختیار هفت اقلیمی ها قرار گرفته بود، به گپ و گفت های ادبی و دوستانه مشغول بودند. انتشار در مد و مه: ۶ تیر ۱۳۹۰
|
|
|
آدرس این صفحه:
http://www.afrazbook.com/tabId-6-n-439.aspx