کاربر مهمان خوش آمدید
30 اردیبهشت 1391

         


    
 

 
  سبد خرید  0 عدد   جست و جوی پیشرفته     تماس با ما   درباره ما   راهنمای خرید   اخبار   صفحهﻯ اصلی
خانه‌ي كتاب اشا: خون عشق دروغين (28/4/1390)


آلکس هنرمند هفتاد سالهٔ آمریکایی بر اثر سکتهٔ مغزی دچارِ مرگ مغزی شده است و در حالتِ زندگیِ گیاهی قرار دارد. همسرانِ دوم و چهارم او به همراهِ تنها فرزندش که حاصلِ اولین ازدواج اوست در خانهٔ خارج از شهرِ وی دورِ او جمع شده‌اند.


همسرِ دوم و فرزندِ او اصرار دارند که به زندگیِ او در این حالت خاتمه دهند اما همسرِ چهارم راضی نیست و معتقد است باید اجازه دهند آلکس به مرگِ طبیعی از دنیا برود، این در حالی است که زحمتِ پرستاری از آلکس در تمامِ طولِ هفت ماهی که در این حالت قرار داشته است بر عهدهٔ همسرِ چهارم وی بوده است.


«خونِ عشقِ دروغین» عنوان نمایشنامه‌ای در سه پرده اثر دون دِلیلو نویسندهٔ ایتالیائی‌تبارِ آمریکائی است که نشرِ افراز با ترجمهٔ پدرام لعلبخش در بهارِ امسال آن را منتشر کرده است.


نویسندهٔ این نمایشنامه از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسانِ پُست‌مدرنِ معاصرِ آمریکا و جهان است که متأسفانه در ایران شناخته شده نیست. وی این نمایشنامه را در سال ۲۰۰۵ نوشته و خودِ او برای اولین بار، آن را پیش از انتشارِ متن روی صحنه برده است.


او در این اثر بسیار دقیق و هنرمندانه به واکاویِ زندگیِ یک هنرمند و تأثیراتِ او بر زندگیِ خانواده‌اش پرداخته است. در طولِ نمایشنامه وقتی همسرِ دوم و فرزندِ او مشغولِ راضی کردنِ همسرِ چهارمش برای خاتمه دادن به زندگیِ او هستند از روزهائی که با او داشته‌اند سخن می‌گویند و از لابه‌لای حرف‌های‌شان برمی‌آید که اگر حالا بعد از مدت‌ها دوری پیشِ او آمده‌اند فقط برای این است که خود را از شرِ سایهٔ سنگینِ او بر زندگیِ خود خلاص کنند، اگر چه در ظاهر قصدشان نجاتِ او از رنجی است که می‌کشد و همین تضاد دغدغهٔ نویسنده است.


دون دلیلو در این نمایشنامه به نقدِ رفتارهای انسانی در قرن بیست و یکم پرداخته است؛ نقدی که متوجهِ شخصیتِ اصلیِ نمایشنامه یعنی آلکس هم هست. این‌که چرا نزدیکانِ یک فرد تصمیم می‌گیرند به زندگیِ او خاتمه دهند و خود را و نه او را، از شرِ او راحت کنند.


بی مهری، بی توجهی، خود خواهی، نبودِ درکِ متقابل، رویاپردازی، اتانازی، امیالِ نفسانیِ افسارگسیخته و در نتیجه تنهائیِ انسانِ معاصر -و به‌طورِ دقیق انسانِ آمریکایی- دغدغه‌ها و مواردِ موردِ نقدِ نویسنده در این نمایشنامه است.


دون دلیلو

دون دلیلو



او با درکی درست و دقیق، که جز با تحقیق و بررسیِ عمیقِ روابطِ انسانی در عصرِ حاضر به دست نمی‌آید به روان‌کاویِ روابطِ سه انسان در سنینِ مختلف و جهان‌بینی‌های متفاوت با یک انسانِ هنرمند (بخوانید خاص) پرداخته است تا از دلِ این روابط بدونِ این‌که کسی را قضاوت کرده باشد راهی به سمتِ سعادت بیابد. راهی به سمت آینده‌ای تابناک، روزهائی که نگاهِ انسانِ معاصر فراتر از نوکِ بینی‌اش باشد، آینده‌ای که در آن انسان‌ها بر سرِ عقیدهٔ صحیحِ خویش استوار و پابرجا باشند و وسوسه‌ها و راست‌نمائی‌های روزگار پای‌شان را نلغزاند.


در بعضی مواردِ همسران و فرزندِ آلکس جملاتِ فیلسوفانه‌ای بر زبان می‌آورند که شاید از انسان‌هایی در این سطح توقعِ شنیدنش نمی‌رود:


 ■ لیا همسر چهارم آلکس: می‌تونی اینو بفهمی که اون تو جائیه که مرگ بهش هدیه داده؟…


صفحه ۳۹ کتاب


شان فرزند آلکس: …تمام عمر تو خودت بودی. من یه جائی اون بیرون بودم و هر دومون رو نگاه می‌کردم…


صفحه ۷۹ کتاب


 البته این موارد بسیار کم است و شاید نقطهٔ ضعف محسوب نشود. در طولِ نمایشنامه افراد کلماتِ قصار نمی‌گویند و با سخت‌گیری می‌توان تعدادی از این گونه جملات که مثال زدم پیدا کرد. آن‌ها خودشان هستند و همین باورپذیرشان می‌کند.


کتاب ترجمهٔ خوب و نسبتاً روانی دارد و با توجه به کوتاه بودنِ نمایشنامه و ترجمهٔ روانی که دارد می‌شود کتاب را یک نَفَس خواند. زبانی که مترجم برای متنِ کتاب استفاده کرده است زبانِ محاوره است که به نظر می‌آید متنِ اصلی هم بر همین سیاق نوشته شده باشد.


در پایان خوب است بدانید نامِ اصلیِ کتاب نامِ یک گل است که خصوصیاتِ آن تا حدودِ زیادی شبیه به آلکس، شخصیتِ اصلیِ نمایشنامه است. وجهِ تسمیهٔ این کتاب افسانهٔ جالبی دارد که پیشنهاد می‌کنم آن را در مقدمهٔ کتاب حتماً بخوانید.

 



آدرس این صفحه: http://www.afrazbook.com/tabId-6-n-499.aspx


صفحه اصلی | اخبار | راهنمای خرید | تماس با ما | درباره ما
تمامی حقوق این سایت متعلق به است.
 اجرا و پشتیبانی NikaIT