در نشستي كه روز پنجشنبه 13 مرداد ماه در محل موسسه فرهنگي "شهرستان ادب" برگزار گرديد ، داستان نويسان و منتقدان به بررسي و نقد رمان " قاراچوبان " نوشته مرتضي كربلايي لو پرداختند .
رمان قاراچوبان آخرين اثر منتشر شده ي مرتضي كربلايي لو است كه زمستان سال 89 توسط نشر افراز به بازار نشر عرضه شده است .شخصيت اصلي اين رمان "عيار" ، نوجواني باهوش ، با روحيه اي حساس است كه درگير رابطه اي عاطفي با "مارال" مي شود . آشنايي با مارال كه هنرجوي تئاتر است ، عيار را وارد دنياي عجيب و جذاب قاراچوبان ها مي كند و ...
در اين نشست صميمانه كه پنجمين نشست از سري نشست هاي نقد كتاب " كارگاه داستان انقلاب " موسسه فرهنگي شهرستان ادب بود مرتضي كربلايي لو در جمع داستان نويسان و اعضاي كارگاه داستان انقلاب حضور يافت و نقد و نظرات ايشان را درباره ي اثر خود شنيد .
علي الله سليمي گفت : اگرچه اين رمان يك اثر مدرن بود اما پايه هاي بومي داشت . اگرچه عيار را يك شخصيت شهري مي ديديم اما اين شخصيت به خوبي در يك فضاي بومي شرقي قرار گرفته بود .
يكي ديگر از داستان نويسان حاضر در جلسه زهره عارفي بود كه اين رمان را اثري موفق دانست و گفت : بهترين شكل نگاه كردن به اين رمان و بهترين نوع نقدي كه مي شود به اين اثر داشت نقد يونگي است چرا كه نقش " كهن الگوها " را در داستان بسيار پر رنگ مي بينم .
علي اصغر عزتي پاك نيز به دلچسب بودن تجربه ي خواندن اين كتاب اشاره كرد و با شواهدي كه از متن ارائه كرد دنياي قاراچوبان ها دنيايي ساخته ي ذهن عيار دانست . وي گفت : عيار كه يك نوجوان حساس و فراري از آدم هاي پيرامونش است با توجه به اين كه به يك دفتر ادبيات داستاني قدم گذاشته ، مارال و قاراچوبان ها و سيل آپاران را در ذهن خود ساخته است و از گذر نقش قالي ها و اسليمي ها به دنياي آن ها راه يافته است .
سيد حسين موسوي نيا داستان نويس جوان گفت : داستان كشش بسياري داشت و به اثري كه بدين شكل موفق به پرداختن به اسطوره ها شده باشد در سال هاي اخير خيلي كم برخورده ايم . به نظر من هم زبان تكلم و هم زبان تفكر عيار ثقيل بود و به اين شخصيت نمي خورد . با توجه به موقعيت سني و خانوادگي او آيا از او برمي آيد كه اين گونه باشد ؟به اين نكته هم بايد اشاره كرد كه كربلايي لو تلاش كرده بود زبان خاص خودش را بسازد ولي اين زبان خاص قاراچوبان نبود . اين زبان به فضا مي خورد اما به موقعيت نمي خورد .
در پايان مرتضا كربلايي لو به تجربه اش در مطالعه و تحقيق پيرامون فرش ايراني اشاره كرد و گفت : در مدت نگارش اين اثر بارها به موزه فرش ايران رفتم و در نقوش قالي دقيق شدم . از اين همه ظرافت و زيبايي شگفت زده مي شدم و يك بار حتي چنان تحت تاثير قرار گرفتم كه به گريه افتادم و هيجان خود را از طريق اشك ريختن تخليه كردم .
مرتضي كربلايي لو به تازگي نگارش رماني خواندني درباره ي عمليات والفجر هشت و همچنين سياحتنامه ي سلطان طوس را به پايان برده است .
در پايان اين جلسه داستان نويسان در محفلي صميمي به صرف افطاري در موسسه شهرستان ادب پرداختند .