يادداشت اسدالله امرايي به بهانهي انتشار «اكسير نقش»
(24/9/1387)
آقای كشاورز حالتان چطور است؟ بسیار بسیار خوب. دلیلی برای بد بودن وجود ندارد، هیچ وقت. به همین سادگی. به همین راحتی. این بحث و گفتوگو زمانی مطرح میشود كه چهره ماندگار شده است. در اوج پختگی. زندگی هنرمندان هر جامعهای آیینه تمامنمای هنر آن جامعه است. در دنیای وانفسای امروز كه هر كس به فكر خویش است گاه جرقههایی در عالم ادب و هنر میدرخشد و جلوهگری میكند. محمد علی كشاورز از جمله نامهای آشنا و چهرههایی است كه شاید هرگز فراموش نشود هر چند زندگی صحنه یكتای هنرمندی ماست و هر كسی چندروزه نوبت اوست، اما چه كسی میتواند نقش سرهنگ داییجان ناپلئون را فراموش كند كه چنان استادانه به تصویر درآمده بود. من البته این نكته را نه از سر ارادتی كه به استاد نقش دارم بیان میكنم و نه از باب تخصص نداشتهام در زمینه سینما و تئاتر. جز لذتی كه از خواندن كتاب، تماشای پیس یا فیلم خوب نصیبم میشود عامل دیگری نمیتواند مرا به قضاوت بنشاند. طی یكی، دو سال گذشته جشننامههایی برگزار شده كه در قالب مكتوب و غیرمكتوبش علی دهباشی مجری و بانیاش بوده و جلسات رونمایی و بزرگداشت به هنگام حیات برگزار كرده. نامها یك قطار است. در برخی از آثار مكتوب كه به همت دوستان دیگر منتشر شده از بزرگان ادب و فرهنگ یاد شده تا اهل خرد بشناسند و نامشان را به نیكی برند. در تازهترین اقدام پس از انتشار آقای بازیگر كه عزتالله انتظامی را به روایت نشسته بود كتاب «اكسیر نقش: زندگی هنری محمدعلی كشاورز» را شاهدیم كه اعظم كیانافراز و یاسین محمدی كمرهمت بستهاند تا به زیور طبع بیارایند. البته یاری دوست و رفیق و همسایه هم در گرم ماندن این بازار بیتاثیر نبوده است.
علی نصیریان یكی از همین دوست و رفیق و همسایههاست كه كم گفته و گزیده. او كه از چهرههای برجسته هنر نمایش در این مرز و بوم است و گاه چنان در نقشهای خود فرو میرود كه تا مدتها نمیتوان او را از نقشش جدا دانست، مقدمه مختصری در حد یك اشاره بر كتاب نوشته است. اكسیر نقش چهارمین كتاب از مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان» است كه انتشارات افراز منتشر كرده است. شش فصل زندگی- تئاتر، تئاتر از نگاه منتقدان، سینما، چند گفتوگو و پایاننامه استاد «محمدعلی كشاورز» با موضوع «تأثیر متقابل هنرمند و جامعه بر هم» و ضمایم تصویری منتشر شده است.
در بخش تئاتر، مولفان به زبانی روایی با زاویه دید سوم شخص، به روایت سالهای بازیگری و زندگی تئاتری كشاورز پرداخته و در بخش سینمایی، كارنامه سینمایی كشاورز فیلم به فیلم بررسی شده و روایت این هنرمند از متن و حاشیه هر فیلم آمده است. آلبومی از عكسهای كشاورز به عدد 72.
در مجموعه «تئاتر ایران در گذر زمان»، زندگی تئاتری «عزتالله انتظامی» با عنوان «جادوی صحنه» منتشر شده بود. «تئاتر ایران در گذر زمان 2: از 1342 تا 1357» بهقلم كاظم شهبازی و اعظم كیانافراز و «تئاتر ایران در گذر زمان 3: كارگاه نمایش از آغاز تا پایان» بهقلم ستاره خرمزاده اصفهانی، كتابهای دیگر این مجموعهاند.
محمدعلی كشاورز سال 1309 در اصفهان به دنیا آمده است و از سال 1327، با نمایش «هیاهوی بسیار برای هیچ»، فعالیت بازیگریاش را آغاز كرد و با پستخانه رابیندرانات تاگور،طبیب اجباری مولیر،فرشته برف،افول و لبخند باشكوه آقای گیل رادی ادامه داد و با فیلم «شب قوزی» وارد سینما شد. از جمله نقشآفرینیهای او به فیلمهای «خشت و آینه»، «آقای هالو»، «رگبار»، «صادق كرده»، «شطرنج باد»، «كمالالملك»، «مردی كه موش شد»، «كفشهای میرزا نوروز»، «مادر»، «پول خارجی»، «دلشدگان»، «روز واقعه»، «ناصرالدین شاه آكتور سینما»، «خسوف»، «زیر درختان زیتون» و «غزال» و مجموعههای تلویزیونی «هزاردستان»، «افسانه سلطان و شبان»، «سربداران»، «گرگها»، «پدرسالار» و «روشنتر از خاموشی» میتوان اشاره كرد. فراز و نشیبهای زیادی در زندگی هر هنرمند هست. بیگمان كشاورز كه اینجایی است و هنرش نیز، از این قاعده مستثنا نیست. اكسیر نقش در بزرگداشت كسی است كه به قول احمد شاملو چراغش در این خانه میسوزد. با خندههای این مردم میخندد و با گریههایشان گریان میشود. نخستین گریهاش هنگامی است رو خشت افتاد. اصفهانی كه نصف جهانش میخوانند هر چند به اغراق او را در مهد خود پرورد. كشاورز كشاورززاده كه بعدها به تئاتر علاقهمند شد درس پزشكی را نیمه تمام رها كرد. در دوره سربازی با احمد محمود آشنا شد. كشاورز به قول نصیریان نیازی به مداهنه ندارد و او هم لازم نمیبیند مدیحهسرایی كند. همانگونه است كه خود میگوید. از آگهیهای رایج و بازیهای تبلیغاتی بیزار است.
تمهیدات كاذب را سم قاتل سینما و توهین به شعور تماشاگر میداند و معتقد است مخاطب به این بازیها واكنش منفی نشان میدهد. سابقه بازی او در نمایشهایی بینظیر از بزرگان تئاتر ایران زندهیاد اكبر رادی و غلامحسین ساعدی از او بازیگری نمونه ساخته است. كتاب اكسیر نقش در واقع كتاب مرجعی است كه در پایان تصویری جامع از این شخصیت به دست میدهد. مصاحبههای هوشمندانه و در عین حال صمیمانه هركدام گوشهای از زندگی فرهنگی كشاورز را نشان میدهد. كشاورز خیلی و صمیمی میگوید هنوز در اول راهیم و به حد عالی نرسیدهایم. تئاتر كشور ما جوان است و سابقه زیادی ندارد. میگوید ما نویسندهای مثل سوفوكل در كشورمان نداشتهایم یا تئاتر كلئوسو و آكروپولیس نداشتیم. در پس همین دو جمله به ظاهر ساده دنیایی تحلیل ناگفته و ناگفتنی موجود است. كشورهای پیشرفته ابتدا تئاترشان پیشرفت كرده و بعد پیشرفت تئاتر به سینما كشیده. به همین راحتی. بنابراین لازم به قلمفرسایی نیست كه به قول ساعدی عاقبت ندارد. آسمان و ریسمان را به هم نمیبافد.
به هر حال همین هم شاید پاسخی باشد برای زیادهگوییهای برخی كه به ضرب و زور یكی، دو فیلم جایزه گرفته و نگرفته و منتظرالجایزه، خود را قطب عالم میبینند و در تمامی امور از سیاست گرفته تا كیاست و ریاست صاحبنظر میدانند. كشاورز در این كتاب و در مصاحبههایش نشان داده كه اهل فضلفروشی و پنجه بر چهره دیگران كشیدن نیست. برای عالم و آدم تكلیف تعیین نمیكند. به مجیزگویی نمینشیند و برای خوشآمد این مقام و آن مقام سیاسی حرف نمیزند. قل و دل. نام كشاورز هم در تئاتر و هم در سینما با تعالی همراه است. هیاهوی بسیار برای هیچ،شب قوزی فرخ غفاری،خشت و آیینه ابراهیم گلستان،آقای هالوی داریوش مهرجویی،رگبار بهرام بیضایی و صادق كرده ناصر تقوایی. فكر كردید این اطلاعات را از كجا آوردهام. مثل بعضیها كه سالها آن دست آب نشستهاند و از جیك و بوك جلسات محرمانه اینجا گزارش میدهند و شب خوابشان نمیبرد كه چرا قدرتهای بزرگ دست روی دست گذاشتهاند و بمب بر سر ما نمیریزند. به قول استاد احمدرضا احمدی نازنین یكی نیست بپرسد بیپدر(به قول محسن سلیمانی حسن تعبیر كردم) تو توی آن جلسه چای نبات پخش میكردی یا آبدارچی بودی؟ یا مثل كسانی كه به ضرب و زور دو، سه ورق نیمخوانده اسناد وابستگی ریز و درشت مفاخر ما را جار میزنند كه عسس برو بگیرش. لابد آنها به وظیفهشان آشنا نیستند. باید محمود گلابدرهای را خبر كنیم كه بگوید:«بخواب جوجه!» نه هیچكدام. من این كتاب را خواندم و ارادتم بر استاد هم مزید علت شد. به شرفم نه با كشاورز پسرخاله هستم نه با بقیه باعث و بانیهای ماجرا!
منبع: روزنامه كارگزاران، 23/9/1387 ص12
|
|
|
آدرس این صفحه:
http://www.afrazbook.com/tabId-6-n-58.aspx