نوشتهی سیدمصطفی رضیئی
ادبیات معاصر ایران در گذر زمان-3: عدنان غریفی. تالیف و تدوین: حبیب باویساجد. تهران: انتشارات افراز. چاپ اول: زمستان 1390. 1100 نسخه. 224 صفحه. 5500 تومان.
برای خرید کتاب، اینجا را کلیک کنید
کتاب برای بزرگداشت چهرههای ادبی، جزو کوچکترین پیشکشهاست. عدنان غریفی از چهرههایی است که در چهارچوب ادبیات جنوب کشور تنیده شده است ولی آثارش آنطور که باید و شاید، بهدست خواننده نرسیده بود. حالا و بتدریج، آثار او – اعم از زمان، ترجمه و نوشتههای دیگر – توسط نشر افراز منتشر خواهند شد. اما مقدمهای بر آثار او، سومین جلد مجموعهي «ادبیات معاصر ایران در گذر زمان» به او اختصاص یافته است و حبیب باویساجد در این کتاب، علاوه بر ترسیم فعالیتهای ادبی و فرهنگی وی، مقالاتی دربارهی حضور او در تهران و دیدارش با چهرههای ادبی (مسعود کیمیایی، محمد محمدعلی و...) حاضر کرده و بخش اصلی کتاب نیز، مصاحبهای مفصل با غریفی است که در چند فصل تدوین و عرضه شده است. فصلهای کتاب عبارتند از:
آثار عدنان غریفی
من، عدنان غریفی و حافظهي تاریخی
دیدار و گفتوگوی عدنان غریفی و مسعود کیمیایی
دیدار و گفتوگوی عدنان غریفی و محمد محمدعلی
عدنان غریفی بهروایت محمد محدعلی
شعر عدنان غریفی
عمری که نثار ادبیات شد
یک گفتوگوی بلند
کودکی
داستاننویسی، زندان و رادیو
داستان و داستاننویس خوزستان
مادرِ نخل
شنلپوش در مه
ترجمه
داستانهای مهاجرت
انقلاب
داستان خوانندهی اپرا
تصاویر
فهرست اعلام
نه کتاب ترجمه و شش جلد داستان فارسی از عدنان غریفی بتدریج و پس از طی مراحل اداری، توسط افراز منتشر خواهند شد. اما در این میان، کتاب «عدنان غریفی» تصویری است ادبی از یک زندگی ادبی. معدود کتابهایی همانند این اثر به فارسی منتشر شدهاند. ساختار این مدل کتابها ساده است: دیدارهایی مفصل با چهرهای ادبی و تبدیل مصاحبهها به کتاب. مشهورترین اثر در این ژانر، گفتوگوی لیلی گلستان با مرحوم احمد محمود است. گفتوگویی که در بازهي زمانی چند ماهه انجام گرفته و بهدقت ویرایش و تدوین شده است. کتاب حاضر، تلاشی دیگر است برای نشان دادن جنبههای مختلف زندگی و ادبیات غریفی.
غریفی از دههی چهل در ادبیات ایران حضور دارد و هماکنون، چندین سال است که مقیم کشور هلند است و هر از چند گاهی به ایران میآید و میرود. گفتوگوها در یکی از همین سفرها صورت گرفته است و متن آنها بعداً پیاده شده است. همراه کتاب، مقالات، چند شعر و همچنین یک داستان کوتاه از غریفی نیز منتشر شده و در پایان، چند عکس از سفر او به ایران و چند تصویر از گذشته منتشر گشته است.
پشت جلد کتاب
«ببین آقای غریفی؛ مجموعهي آدمایی که رفتن برای کار، برای موندن، برای یه نوع زندگی، اینا توشون مثل عدنان غریفی، یا مثل روشنفکرها، یا نویسندگان، از هنرمندان کم بودن، خیلی کم بودن. اصلاً میلی به دانستن ندارن... اینه که متاسفانه اون اول باید بدونه فرضاً این فاخته که در میآد، این عدنان غریفی کیست؟ این گذشته رو باید بدونه...»
مسعود کیمیایی
«بههرحال عدنان استاد منه، اون دههای که داشتم رو آسمونا پرواز میکردم و دستم به هیچکجا بند نبود، توی اون روزگار دبیرستان میفرتم و عدنان چهرهی معروف داستاننویسی جنوب بود؛ یعنی کارش رو کرده بود... زندانشو هم رفته بود. یعنی دههي چهل، اینا چند تا بودن تو جنوب مجلهای در میآوردن و جزو مدرنیستهای دههی چهل بودن و کارهایی علیه شاه نوشتن و رفتن اون تو و اومدن بیرون! ولی بههرحال، حالا من دربارهش صحبت میکنم؛ زندگیش سه قسمته از نظر من. در واقع از 23 تا مثلاً فرض کنید 63 یک دورهشه، از 63 تا 84 یه دروهشه، 84 به بعد هم دورهی سومشه...»
محمد محمدعلی
«عدنان غریفی (1323، خرمشهر) را بیشتر بهعنوان داستاننویس، مترجم، گوینده و مصلح اجتماعی (زندان در 1346) میشناسند. او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاه، به شهر آبادان رفت و از دانشکدهی نفت فارغالتحصیل شد. بیشک و بهجرات میتوان گفت که 60 سال زندگی پربار روشنفکرانهی او با دغدغهها و تعهدهای اجتماعی و پویه در راستای ادبیت نوگرای ملی همراه بوده است...»
هاشم حسینی
«از عدنان غریفی و دستاوردهای ادبیاش در حوزههای مختلف، از جمله نقد، ترجمه، شعر، قصهنویسی، ژورنالیسم ادبی و حتی فعالیت صریح اجتماعی-سیاسی که منجر به زندانی شدنش در دههی چهل شد، اطلاعی نبود و اینها، پرسشها و کنجکاویهایی برای نگارنده پدید آورد؛ که عدنان غریفی در این سالها چه میکند و کجاست و آیا اصلاً زنده است؟...»
از مقدمه