ایلنا: محمدرضا آريانفر رماني تازه مينويسد
(15/11/1390)
|
رمان آريانفر كه «بانو و خواب دور حور» نام دارد، باز توليد نمايشنامهي «يزرا» است كه به همراه فصلي داستاني معوق در قالب رمان قرار خواهد گرفت. فصلهاي اين رمان؛ وقايع قبل و بعد از جنگ تحميلي را دنبال ميكند.

ایلنا: آريانفر كه تجربهي موفق انتشار رمان «رقص با طوفان» را در كارنامهي ادبي خود دارد، اينبار قصد دارد رمان تازهاي را تحت عنوان «بانو و خواب دور حور» به رشتهي تحرير درآورد.
وي ضمن اعلام اين مطلب به خبرنگار ايلنا، گفت: مدتها قبل، داستاني را در قالب يك فصل مستقل نوشتم اما در ادامه، به پيشنهاد دوستان تصميم گرفتم ادامهي كار را در قالب نمايشنامه دنبال كنم كه حاصلش نمايشنامهي «يزرا» شد كه با كارگرداني سيد فاضل صادقي و اسماعيل شهرستاني؛ اجراهاي متعددي را منجر شد و خوشبختانه در جشنوارههاي مختلف مورد تقدير قرار گرفت.
اين نويسنده افزود: همچنين نمايشنامهي يزرا را، در ادامه به سفارش صدا و سيماي اصفهان؛ براي ساخت يك سريال؛ بازنويسي كردم و دراختيار آنها قرار دادم.
آريانفر اضافه كرد: چندي پيش تصميم گرفتم كه فصل معوق ماندهي خود را روايتي دوباره بر داستان يزرا، كامل كنم و آن را در قالب يك رمان با نام «بانو و خواب دور حور» به انتشار برسانم. لازم به ذكر است كه فصل اول اين رمان؛ به بررسي اتفاقات پيش از جنگ و فصل بعدي كه برتافته از داستان يزرا است، به وقايع بعد از جنگ ميپردازد.
وي درمورد ويژگيهاي زباني آثارش توضيح داد: من از رمان «رقص با طوفان» سعي كردم زبان تازهاي را در آثارم به كار بگيرم. البته هنوز زود است كه بخواهم اين زبان را به عنوان يك خط مشي زباني منحصر به فرد، عنوان كنم ولي شايد اگر رمان «سايه و مه» و داستان «ليلو» كه دراختيار ناشران است، منتشر شوند، آنوقت بتوان پيوستگي جريان زباني تازهام را در طول اين چند سال، پيگيري كرد.
آريانفر ادامه داد: سعي مي كنم از زباني روان در نگارش استفاده كنم كه با فاصلهگذاريهاي خاصي آميخته است. اين شيوهي زباني اگرچه به شعر پهلو ميزند اما به اعتقاد من خيلي نميتواند شاعرانه باشد. همچنين تقطيع نويسي و جابجايي اركان جملات، از ويژگيهاي شيوهي تازهي زباني من است.
اين نويسندهي جنوبي دربارهي آثاري كه در دست انتشار هستند، توضيح داد: رمان «سايه و مه» مدتهاست كه از سوي نشر افراز مجوز گرفته و به من وعدهي انتشار آن را تا پايان سال جاري دادهاند. براي من مهم است كه نوبت چاپ آثارم به ترتيب نگارش، رعايت شود. بنابراين دوست ندارم تا وقتي رمان «سايه و مه» منتشر نشده، اثر ديگري از من به چاپ برسد.
وي ادامه داد: داستان ليلو نيز، اخيرا مرحلهي حروفچيني را پشسر گذاشته و به زودي جهت اخذ مجوز به ارشاد ارسال خواهد شد. به اعتقاد من توالي منظم نشر، ميتواند سبك كاري يك نويسنده را نشان دهد. در غير اين صورت مخاطب گيج ميشود و نميتواند شناخت مشخصي از نويسنده داشته باشد.
پايان پيام
|
|
|
آدرس این صفحه:
http://www.afrazbook.com/tabId-6-n-848.aspx