Details



هفت دهلیز

نام کتاب
هفت دهلیز
نویسنده
جمشید ملک‌پور
مترجم
.
نوبت چاپ
1
تعداد صفحات
128
قیمت به تومان
50000 Tomans
تعداد بازدید
2688
تعداد فروش
1
انتشارات کتاب
انتشارات افراز
توضیحات

 

ذات شهریاری وارد صحنه می‌شود...

جمشید ملک‌پور که در فضای فرهنگی ایران بیش‌تر به‌عنوان چهره‌ای تئاتری شناخته شده بود، با نوشتن رمان‌های «کاشف رویا» و «روز اول ماه مهر هرگز نیامد» نشان داده که دستی پرتوان در رمان‌نویسی دارد، نشان به آن نشان که دومین رمان او به فهرست نهایی برگزیدگان جایزه‌ی مهرگان ادب نیز راه یافت. ملک‌پور در «کاشف رویا» و «روز اول ماه مهر هرگز نیامد» کوشید تاریخ معاصر ایران را دستمایه‌ی روایت‌های داستانی قرار دهد و از این طریق پرتو تازه‌ای بر آن‌ها بیفکند. از این نظر، «هفت دهلیز» را می‌توان ادامه‌ی دو رمان اول ملک‌پور دانست. این‌جا هم خط سیر داستانی، همچنان‌که از عنوان اثر برمی‌آید، از دالان‌ها و دهلیزهای تودرتوی دوره‌ی پهلوی عبور می‌کند و به گوشه‌و‌کنارهای آن سال‌های پرفراز و نشیب سرک می‌کشد، با این تفاوت که ملک‌پور در این رمان از یک سو به مناسبات موجود میان تئاتری و روشنفکری با قدرت مستقر می‌پردازد و از سویی دیگر روایتی غیرخطی‌تر، سیال‌تر و به همین اندازه خواندنی‌تر و جذاب‌تر را از مواجهه‌ی حاکمان با پدیده‌ای مدرن به نام تئاتر را به دست می‌دهد. در این میان، آنچه ماحصل کارِ ملک‌پور در «هفت دهلیز» را گیرایی دوچندانی می‌بخشد، بی‌پروایی او در استفاده از کاراکترهای تاریخی و سرشناس متعددی است که مدام به متن رمان احضار می‌شوند. همه‌جا سروکار ما با شخصیت‌هایی چون بورخس، مقدم، هدایت، ارانی، نوشین، سرکیسیان، ساعدی و نعلبندیان است. از حاکمان دوره هم با عناوین طنزآمیزی همچون «ذات شهریاری» و «حضرت اجل» یاد می‌شود، گو این‌که این رویکرد طنزآمیز به همین عناوین خلاصه نمی‌شود و ردپای آن را می‌توان در دیگر بخش‌های رمان نیز گرفت. اساساً شیوه‌ی روایتگری ملک‌پور در «هفت‌دهلیز» به‌گونه‌ای است که مدام مرزهای میان امروز و گذشته و خط فاصل واقعیت و خیال را برمی‌دارد و همین مسئله دست راوی اول‌شخص رمان را در شوخ‌طبعی باز می‌گذارد. «هفت‌دهلیز» مانند «کاشف رویا» و «روز اول ماه مهر هرگز نیامد» از سوی انتشارات افراز منتشر شده است. با هم بخشی از این رمان را می‌خوانیم: «گور هدایت به‌سوی قبله بود. همچنان که گور مقدم و ساعدی هم رو به سوی قبله بودند. اما نعلبندیان چه هراسی دشت مبادا گورش رو به‌سوی قبله نباشد. آن هم درست در لحظه‌ای پنجاه و هفتمین قرص "والیوم" را داخل دهان می‌گذاشت. حکم اخراج از تئاتر شهر را به یکی از نمایشنامه‌هایش، اگر فاوست یک‌کم معرفت به خرج داده بود...، سنجاق کرده بود و آن را روی"سندوق" بزرگ پایین تخت خاب گذاشته بود. نرگس گل نیلوفر را روی قبر هدایت گذاشت و من هم که سوزش معده‌ام دوباره شروع شده بود، ساندویچ پنیر را از کیف برزنتی بیرون آوردم و با لذت شروع به خوردن کردم. پس از گذشت سال‌ها مزه‌اش با آن یکی که کنار قبر میرسیف‌الدین کرمانشاهی در سال هزار و سیصد و دوازده خورشیدی در گورستان ظهیرالدوله خوردم توفیر چندانی نداشت.»

تاریخ درج

1397/2/23 ساعت 17:9



اصلی و کرم
90000 Tomans
جیرجیرک‌های باغ قوام السلطنه
50000 Tomans
سال دو فصل دارد
84000 Tomans
موزه اشیای آشغالی
40000 Tomans
دلارام
65000 Tomans
هفت دهلیز
50000 Tomans
More...


24 * 7 We Are Online

This Site Has Been Updated Recently , Pelase Tell Us If There Is Problem
Tell:+9821: 66401585-66977166-66952853-66489097


Follow Us In Social Networks
اینستاگرام اینستاگرام

آپارات آپارات

تلگرام تلگرام


نماد اعتماد الکترونیکی

   En

   Video

   AboutUs

   ContactUs

   ChatRoom


   Book

   Movie

   Vocal Book

   Ebook




تلگرام
آپارات
اینستاگرام