Details



سه خواهر

نام کتاب
سه خواهر
نویسنده
برایان فریل
مترجم
نازیلا باقری
نوبت چاپ
اول - ۱۴۰۰
تعداد صفحات
198
قیمت به تومان
72000 Tomans
تعداد بازدید
477
تعداد فروش
1
انتشارات کتاب
انتشارات افراز
توضیحات

 

بارون: پس برای مهمانی خواهرت نمی‌‏مانی؟ 
ماشا: مهمانی؟ [ناگهان به یادش می‌‏آید، رو به ایرینا] البته، البته. عصر بر می‌‏گردم. خداحافظ عشقم. [او را می‌‏بوسد] و باز هم، برایت تمام شادی‌‏های دنیا را آرزو می‌‏کنم. [رو به همه] آن قدیم‌‏ها وقتی پدر زنده بود برای جشن نام‌‏گذاری ما همیشه سی یا چهل افسر جوان به اینجا می‏‌آمدند. یادت هست چه دیوانه‌‏بازی‏هایی از خودمان در می‌‏آوردیم؟ حالا جمع‏‌مان شده یک مرد، [بارون] یک پسربچه [سولیونی] و خانه‌‏ای که مثل کتابخانه ساکت است... معذرت می‌‏خواهم. بهتر است بروم. به حرف‏هایم توجه نکن. امروز خیلی پکرم، من تقریباً... من... من [در میان اشک‏هایش می‏‌خندد و ایرینا را بغل می‌‏کند] بعد با هم حرف می‌‏زنیم. بعداً می‏‌بینمت. باید بروم بیرون، بیرون، دور...
ایرینا: ماشا مریض شدی؟ 
اولگا: [گریه می‏‌کند و ماشا را بغل می‏‌کند] حالت را خوب می‌‏فهمم. 
سولیونی [لبخند سردی می‌‏زند] وقتی یک مرد فلسفه‌‏بافی می‏‌کند شانس این را دارید که چیزی از فلسفه بشنوید؛ اما وقتی زنی سعی می‏کند فلسفه‌‏بافی کند، یا بهتر بگویم دو تا زن، می‌‏دانید چه چیزی گیرتان می‏‌آید؟ بارون، تو خوب می‏‌دانی. [صورتش را به صورت توزنباخ نزدیک می‏کند و با دستش ادا درمی‏‌آورد] کوآک‏‌کوآک، کوآک‏‌کوآک، کوآک‌کوآک. 
ماشا: واقعاً بچه‌‏ننۀ شروری هستی.
تاریخ درج

1400/6/24 ساعت 20:42



تیکِل‌تاکِل
80000 Tomans
به‌سوی دوزخ... ای بی‌گناهان
50000 Tomans
همه‌چیز در زمان
65000 Tomans
‌شوهر ایده‌آل
40000 Tomans
اوج طوفان
40000 Tomans
آژانس اتومبیل
50000 Tomans
More...


24 * 7 We Are Online

This Site Has Been Updated Recently , Pelase Tell Us If There Is Problem
Tell:+9821: 66401585-66977166-66952853-66489097


Follow Us In Social Networks
اینستاگرام اینستاگرام

آپارات آپارات

تلگرام تلگرام


نماد اعتماد الکترونیکی

   En

   Video

   AboutUs

   ContactUs

   ChatRoom


   Book

   Movie

   Vocal Book

   Ebook




تلگرام
آپارات
اینستاگرام