و این حقیقت *

Alternate Text
نام کتاب: و این حقیقت *
نوبت چاپ: 2
نام نویسنده: سال بلو
نام مترجم: منصوره وحدتی احمدزاده
شابک: 978-964-243-036-9
تیراژ: 1100
تعداد صفحات: 120
دسته: رمان
نام انتشارات: افراز
قیمت: 200000
توضیحات

 

عشق همیشه در مراجعه است

 

«و این حقیقت» یکی از واپسین رمان‌های سال بلو، نویسنده‌ی برجسته‌ی آمریکایی، به حساب می‌آید. بلو آن را در سال ۱۹۹۷ منتشر کرده است، زمانی که ۸۲سال داشت و به همه‌ی چیزهایی که یک نویسنده در خیال خودش رویای آن‌ها را دارد، دست یافته بود؛ سه بار جایزه‌ی کتاب ملی آمریکا را برده بود، یک بار جایزه‌ی پولیتزر را، و در سال ۱۹۷۶ نیز معتبرترین جایزه‌ی ادبی جهان را از آکادمی نوبل از آن خود ساخته بود. با این همه، گویی هنوز چیزهایی برای نوشتن باقی بود که بلو را به ادامه‌ی رمان‌نویسی وامی‌داشت. هرچند چنان‌که جیمز وود، منتقد ادبی، درباره‌ی «و این حقیقت» نوشته است، این رمان کوتاه نیز بیش‌و‌کم حال‌و‌هوای دیگر آثار نویسنده‌اش را به ذهن متبادر می‌کند. ماجراهای این رمان نیز در شیکاگو می‌گذرد. هری تریلمن، راوی رمان، پس از زندگی طولانی‌مدت در شرق دور به این شهر بازگشته است، با خاطره‌ای زنده از عشقی قدیمی که همچنان در ذهن او جریان دارد. در دوران دبیرستان دل به اِمی بست که سرانجام با همکلاسی او، جی واسترین، ازدواج کرد. بعدها شاهد جدایی آن دو بود و زمانی که هری به شیکاگو برگشت، واسترین درگذشت. هری نزدیک به نیم‌قرن این خاطره را با خود این‌جا و آن‌جا برده است. اما این همه‌ی ماجرای رمان نیست. زیگموند آدلتسکی را نیز نباید از قلم انداخت؛ تاجری ثروتمند که دهه‌ی نودسالگی ِ عمرش را پشت سر می‌گذارد. آدلتسکی در یک مهمانی با هری آشنا می‌شود و او را به قصر صنفی‌اش دعوت می‌کند. به‌قول جیمز وود، «هری پخته، دقیق و زیرک است. آدلتسکی در اوج ملال و خستگی از او می خواهد برایش مانند مخبری روشنفکر عمل کند؛ یعنی برای او اخبار، تفریحات و سرگرمی‌های فرهنگی فراهم کند. در واقع آدلتسکی به هوش و ذکاوت هری اعتماد  دارد. هری مؤافقت می‌کند.» «واین حقیقت» با ترجمه‌ی منصوره وحدتی احمدزاده از سوی انتشارات افراز منتشر شده است. احمدزاده رمان دیگری از بلو با نام «سیاره‌ی آقای سملر» را نیز ترجمه و در انتشارات افراز منتشر کرده است. با هم پاره‌ای از «و این حقیقت» را می‌خوانیم:

 

وقتی دوازده‌ساله بود یا بیش‌تر، او را روی اسکیت دیدم که به‌طرف بلوغ می‌راند و در پانزده‌سالگی در روز جشن کاستوم او را در لباس تنگ و با کفش‌های پاشنبه‌بلند دیدم. با نگاه خیره‌ی چشمان قهوه‌ای‌اش پیام‌هایی فرستاد که احتمالاً خودش هم خبر نداشت. عشق می‌تواند گویاترین واژه‌ی متداول باشد که نشان دهد اِمی برای من چه بود، اما آدم را به کجا می‌بَرد؟

 

 

خرید از اپلیکیشن افراز با ۲۰درصد تخفیف

Http://ebook.afrazbook.com

نظرات کاربران در مورد کتاب و این حقیقت *

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید