عقرب‌ها را زنده بگیر

Alternate Text
نام کتاب: عقرب‌ها را زنده بگیر
نوبت چاپ: 1
نام نویسنده: قباد آذرآیین
نام مترجم:
شابک: 2-332-243-964-978
تیراژ: 1100
تعداد صفحات: 152
دسته: داستان امروز ایران
نام انتشارات: افراز
قیمت: 280000
توضیحات

مروری بر رمان «عقرب‌ها را زنده بگیر» نوشته‌ی قباد آذرآیین
تکه‌پاره‌های یک زندگی
 
 
«عقرب‌ها را زنده بگیر» از آن دست رمان‌هایی است که داستان زندگی یک شخصیت را از دوره‌ی کودکی او تا بزرگسالی‌اش به تصویر می‌کشد. قباد آذرآیین در این رمان که از سوی انتشارات افراز منتشر شده، همراه با راوی اول‌شخص خود به راه می‌افتاد و لحظه‌های دور و نزدیک آن را روایت می‌کند. آذرآیین رمان خود را به سه فصل تقسیم کرده است: آغاز، میانه، فرجام. هر یک از این سه فصل به‌ترتیب متناظر است با دوره‌ی کودکی، جوانی و میانسالی راوی. «عقرب‌ها را زنده بگیر» مثل دیگر داستان‌های آذرآیین در جنوب می‌گذرد و ماجراهای آن در خانواده‌ای کارگری اتفاق می‌افتد که وضع مالی چندان مناسبی ندارند، گرچه نویسنده همچون دیگر نمایندگان مکتب جنوب می‌کوشد صرفاً نمایشگر تلخی‌های بی‌پایان زندگی نباشد و به‌ویژه در فصل‌های کودکی و نوجوانی رمان خود لحظه‌های پرشور و شیطنتی را بگنجاند. همین باعث می‌شود که خواننده‌ی رمان آن را جذاب ببیند. لحن صمیمی و غیررسمی راوی رمان هم به این موضوع کمک کرده است. آذرآیین بدون این‌که کلمه‌ها را بشکند و جمله‌ها را نصفه‌نیمه بگذارد، زبانی محاوره‌ای را خلق کرده که سخت با فضای زندگی راوی رمانش هماهنگی دارد و به‌راحتی بار گفت‌و‌گوهایی را می‌کشد که میان کاراکترهای مختلف درمی‌گیرد و سرشار از تکیه‌کلام‌ها و اشاره‌های مستقیم و غیرمستقیم به فرهنگ بومی است. در این میان، آن‌چه به رمان «عقرب‌ها را زنده بگیر» تحرک و پویایی بیش‌تری می‌بخشد، شیوه‌ی روایت آن است. آذرآیین جای این‌که روایتی خطی و تک‌بعدی از زندگی راوی رمانش تدارک ببیند و به دست دهد، تکه‌پاره‌هایی از زندگی او را کنار هم گذاشته و از میان آن‌ها کوشیده است خط روایی خود را پیش ببرد. چنین رویکردی به روایت در فصل‌های اول و دوم که به کودکی و نوجوانی راوی اختصاص دارد، مجال خوبی را برای گریززدن به خاطره‌های ریز و درشت به وجود می‌آورد و مدام خون بیش‌تری به رگ‌های رمان می‌دواند. از قباد آذرآیین همچنین مجموعه‌داستان «روزگار شاد و ناشاد محله‌ی نفت‌آباد» نیز از سوی انتشارات افراز منتشر شده است. با هم فرازی از رمان «عقرب‌ها را زنده بگیر» را می‌خوانیم:
 
رسیدم به یك ایستگاه اتوبوس. عده‌ای منتظر بودند. چندتاشان سیگار دستشان بود. رو زمین هم جابه‌جا ته سیگارهای جوواجور ریخته بود. ایستادم ته صف. یعنی كه من هم منتظر اتوبوسم. خداخدا می‌كردم اتوبوس زودتر پیداش بشود. دیده بودم وقتی كسی بخواهد سوار ماشین بشود حریصانه پك محكمی می‌زند به سیگارش و پرتش می‌كند. انگار كه دارد از عزیزی خداحافظی می‌كند. شكر خدا! اتوبوس آفتابی شد. سه تا از سیگاری‌ها محكم پك زدند به سیگارشان و پرتش دادند. دوتاشان هم با انگشت شصت و اشاره‌شان سیگارشان را خاموش كردند و ته‌مانده‌اش را هل دادند تو پاكت سیگارشان. یكی‌شان جوری نگام كرد انگار می‌خواست بگوید: كور خوندی...
 
 
خرید از اپلیکیشن افراز با ۲۰درصد تخفیف
http://ebook.afrazbook.com

نظرات کاربران در مورد کتاب عقرب‌ها را زنده بگیر

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید