همه‌چیز فرومی‌پاشد *

Alternate Text
نام کتاب: همه‌چیز فرومی‌پاشد *
نوبت چاپ: دوم - ۱۳۹۸
نام نویسنده: چینوا اچه‌بی
نام مترجم: کامروا ابراهیمی
شابک: 978-964-243-590-6
تیراژ: 1100
تعداد صفحات: 208
دسته: فلسفه
نام انتشارات: افراز
قیمت: 130000
توضیحات

 

در کرانه‏‌ی رود شرقی نیجر در غرب قاره‏‌ی آفریقا روستایی هست به نام موفیا، با مردمانی که سال‏های سال بنا بر ‌‌‌‌‌سنت‏‌ها و ‌‌‌‌‌آیین‏‌های_بومی خود زیسته‏ و روزگار به سر آورده‏ بودند؛ مردمانی که خوشی‏ها و ناخوشی‏‌ها، قهرمان‏‌ها و ضدقهرمان‏‌ها، و بیم‏‌ها و امیدهای خاص خودشان را داشتند، اما انگار بنا نبود چرخ فلک همواره بر این مدار بچرخد. وقتی استعمارگران و مبلغان‌ مذهبی قدم به خاک آفریقا گذاشتند، احتمالاً اهالی این روستای کوچک روحشان هم خبر نداشت که چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود، اما خب، این فاتحانی که از جهانی دیگر می‏‌آمدند، دیر یا زود، سر وقت آن‏ها هم رفتند و اتفاقی که افتاد، همانی بود که چینو اچه‏‌بی، نویسنده‏‌ی برجسته‏‌ی نیجری‌ه‏ای و برنده‏‌ی جایزه‏‌ی بین‏‌المللی بوکر سال 2007 در نام نخستین رمانِ خود، «همه‏‌چیز فرومی‏پاشد»، آن را خلاصه و موجز به بیان درآورده است. و تازه این فقط نامِ رمان است؛ خودِ رمان تصویری دقیق و درعین‏ حال تکان‏ دهنده از این فروپاشی به دست داده است. درواقع، تنها «اوکنک»، شخصیت اصلی رمان نیست که این ‌‌‌‌‌فروپاشی را از سر می‏‌گذراند؛ ‌‌‌‌‌نهادهای_اجتماعی، ‌‌‌‌‌سیاسی، ‌‌‌‌‌اقتصادی و ‌‌‌‌‌مذهبی آن جامعه کوچک روستایی نیز هم‌زمان با ورود ‌‌‌‌‌استعمارگران و ‌‌‌‌‌مبلغان‌مسیحی در مسیر همین فروپاشیِ درونی گام برمی‏‌دارند. اما رمان تحسین‏‌شده‏‌ی اچه‏ بی که با ترجمه‏‌ی کامروا ابراهیمی و از سوی انتشارات افراز منتشر شده، تنها در ارائه‏‌ی تصویر فروپاشیِ جامعه‏‌ای سنتی در اثر ِ ورود عناصر بیگانه خلاصه نمی‏‌شود؛ او درعین‏‌حال کوشیده است روایت مسلطی را که از جوامع ‌‌‌‌‌آفریقایی پیش از استعمار وجود دارد و غالباً این جوامع را غرق در توحش و بدویت به نمایش می‏‌گذارد، کنار بزند و نشان بدهد آن‏ها نیز شیوه‏‌های فکری خاص خودش را داشته‏‌اند؛ تفکراتی که از قضا با ورود استعمار از یاد رفته و جای خود را به توحش و بدویتی بخشیده که به‏‌غلط به این جوامع نسبت داده‏‌اند. آنچه رمان چینوا اچه‏‌بی را خواندنی می‏‌کند، تضادهایی است که میان افکار جدید استعمارگران و جامعه‏‌ای عمیقاً سنتی به وجود می‏‌آید؛ با این همه، نویسنده جای این‏که به‏‌نوعی بومی‏‌گرایی بغلتد، از منظری کاملاً مدرن و در چارچوب رمانی خواندنی، نوری دیگر بر این تضادها می‏‌تاباند. با هم پاره‏‌ای از این رمان را می‏‌خوانیم: «به اکنکو نقشه‏‌ی زمینی را دادند که قرار بود در آن منزلش را بسازد و دو سه قطعه زمین دیگر که در آن کشاورزی کند. با کمک اقوام مادرش یک اُبی برای خودش و سه کلبه برای زن‏هایش ساخت. بعد خدایان شخصی و نمادهای پدران مرحومش را مستقر کرد. هر یک از پنج پسر اُچندو سیصد سیب‏‌زمینی کمک کردند تا پسرعمه‏‌شان بتواند مزرعه‏‌اش را بکارد. چیزی به فصل کشت‏‌وکار نمانده بود. اولین باران که می‏‌زد، زراعت شروع می‏‌شد.»

نظرات کاربران در مورد کتاب همه‌چیز فرومی‌پاشد *

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید