دو مرد از بروکسل

Alternate Text
نام کتاب: دو مرد از بروکسل
نوبت چاپ: سوم - ۱۳۹۸
نام نویسنده: اریک‌امانوئل اشمیت
نام مترجم: ساناز سهرابی
شابک: 978-964-243-954-6
تیراژ: 1100
تعداد صفحات: 208
دسته: رمان
نام انتشارات: افراز
قیمت: 350000
توضیحات

برخی نویسنده‌ها هستند که به‌دلیل تعداد زیاد آثارشان به شهرت رسیده‌اند. برخی نویسنده‌های دیگر را هم می‌توان سراغ گرفت که به‌دلیل تعداد زیاد جوایز ادبی‌شان مشهور شده‌اند. در این میان، اریک امانوئل اشمیت جزو آن دسته از نویسنده‌هایی است که هم آثار زیادی از آنها به چاپ رسیده و هم تاکنون جوایز ادبی زیادی را دریافت کرده‌اند. «خیانت اینشتین»، «یک مرد خیلی سازگار»، «اولیس از بغداد»، «زمانی که یک اثر هنری بودم»، «ده فرزند هرگز نداشته‌ی خانم مینگ»، «سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود»، «پرنسس پابرهنه» و «کنسرتویی به یاد یک فرشته» تنها بخشی از آثار اشمیت هستند که تاکنون از سوی انتشارات افراز  منتشر شده است. اشمیت همچنین تاکنون جایزه‌ی تئاتر مولیر فرانسه، جایزه‌ی بهترین مجموعه‌داستان گنکور، جایزه‌ی آکادمی بالزاک و بسیاری از جوایز ادبی دیگر را از آن خود کرده است. او مشهور است هم به‌دلیل نمایشنامه‌هایش، هم به‌دلیل رمان‌هایش و هم به‌دلیل مجموعه‌داستان‌هایش، و بابت هرکدام از اینها بارها و بارها تحسین شده است. «دو مرد از بروکسل» عنوان مجموعه‌داستانی است از او که با ترجمه‌ی ساناز سهرابی از سوی انتشارات افراز روانه‌ی بازار کتاب شده است. کتاب شامل پنج داستان است با نام‌های «خاطرات امانوئل لویناس»، «زندگی سه‌نفره»، «قلبی زیر خاکستر»، «دو مرد از بروکسل» و «شبح بچه». اشمیت در بیشتر داستان‌های این مجموعه همچون دیگر آثار خود به مسائلی مثل زندگی زناشویی، عشق و روابط انسانی پرداخته است و  می‌کوشد از دریچه‌ی تازه‌ای به این مسائل نگاه کند. گو اینکه برای نویسنده‌ای همچون او با مدرک دکترای فلسفه چنین کاری نباید چندان سخت و دشوار باشد؛ چیزی که کمابیش در مابقی نوشته‌های او نیز می‌توان سراغشان را گرفت. البته اشمیت نگاه فلسفی خود را هرگز به شکل جمله‌های قلمبه‌سلمبه‌ای درنمی‌آورد که شخصیت‌های داستان‌هایش یک‌درمیان آن جمله‌ها را به زبان می‌آورند، بلکه این شخصیت‌ها را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که خواننده‌ی داستان‌هایش گریزی از تأمل درباره‌ی آنها نداشته باشد. با هم بخشی از داستانِ «زندگی سه‌نفره» از کتاب ِ «دو مرد از بروکسل» را می‌خوانیم: «آن مرد در کنار او قرار گرفته بود، چسبیده به دیوار بین شومینه و دسته‌گلی خیلی بزرگ، او را مجبور کرد که نگاهش کند و بعد شروع به صحبت‌کردن با او کرد. می‌توان گفت بیشتر گفت‌و‌گو را به‌تنهایی پیش می‌برد، چون او بدون اینکه جوابی دهد، با چشمانش در میان مهمانان در این مهمانی لعنتی به‌دنبال مردی می‌گشت که برایش مفید باشد. مفید، یعنی یک رئیس احتمالی.»

نظرات کاربران در مورد کتاب دو مرد از بروکسل

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید