وراجی روی نیل

Alternate Text
نام کتاب: وراجی روی نیل
نوبت چاپ: 1
نام نویسنده: نجیب محفوظ
نام مترجم: رضا عامری
شابک: 978-964-243-275-2
تیراژ: 1100
تعداد صفحات: 174
دسته: رمان
نام انتشارات: افراز
قیمت: 72000
توضیحات

حتی آن دسته از مخاطبان ایرانی ادبیات که چندان نویسندگان عربی را دنبال نمی‌کنند، با نجیب محفوظ آشنا هستند. به هر حال، محفوظ در سال 1988 توانست جایزة نوبل ادبیات را از آن خود کند و به این ترتیب، صدایش را از مرزهای سرزمین‌های عرب‌زبان فراتر ببرد. او که در آگوست سال 2006 درگذشت، 34رمان، بیش از 350داستان کوتاه، پنج نمایشنامه و ده‌ها فیلمنامه از خود برجای گذاشت؛ کارنامه‌ای پربار که تنها بخشی از آن به فارسی برگردانده شده است. «وراجی روی نیل» که یکی از جنجال‌برانگیزترین رمان او است، با ترجمة مترجم توانمند ادبیات عرب، رضا عامری، از سوی انتشارات افراز روانة بازار کتاب شده است. در اهمیت این رمان، همین بس که از سوی انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر، توقیف شد و حتی به فیلمی هم که از روی این رمان ساخته شده بود، اجازة پخش ندادند. سویة انتقادی رمان چندان شدید بود که تا اواخر دهة 90 میلادی به‌سختی می‌شد نسخه‌ای از آن را به دست آورد. البته عجیب هم نیست که این رمان تا این اندازه از سوی دولت مصر مورد بی‌مهری قرار گرفته باشد. «وراجی روی نیل» روشنفکران مصری را به باد انتقاد می‌گیرد و جامعة مصر را نیز از انتقادات خود در امان نمی‌دارد. از همان سطر نخست رمان که راوی آوریل را «ماه غبار و دروغ» می‌نامد، می‌توان حدس زد که چه پرده‌هایی در این رمان از چهرة واقعیت برگرفته خواهد شد. تعدادی روشنفکر بر ساحل رود نیل سوار قایقی می‌شوند و در بدو امر که بیم آن می‌رود طناب قایق از ساحل جدا شود، جنایتی رخ می‌دهد و بعد در ادامه در صحبت‌هایی که میان این روشنفکران درمی‌گیرد، هر یک به‌شیوة خود سعی می‌کند بارِ جنایت را از روی دوش خود بردارد و به‌نوعی بر عذاب وجدانی که بر جمع فائق آمده، غلبه کند. رمان سرشار از گفت‌و‌گوهایی است که میان این روشنفکران درگرفته و عنوان آن، «وراجی روی نیل»، به خودی خود نمایانگر نگاه تندوتیز انتقادی محفوظ به روشنفکری مصر است؛ کسانی که تنها حرف می‌زنند و یکسره مشغول وراجی اند، بدون اینکه کاری در عمل پیش برده باشند. بخشی از این رمان را با هم می‌خوانیم:

خالد گفت: «در دوران کودکی‌ام هیچ سؤالی بدون پاسخ نبود. زمین نمی‌چرخید و آرزوها با سرعتی معادل صدمیلیون‌سال نوری به‌طرف آینده می‌رفتن.»

علی السید گفت: «یه روز از خودم پرسیدم چرا ترس از مرگ سعادت ابدی ما رو ناگوار می‌کنه؟»

مصطفی راشد گفت: «یه روز نزدیک بود من و انیسی توی تظاهرات انقلابی کشته بشیم!»

و سماره از شنیدن هیچ‌کدام از این حرف‌ها شگفت‌زده نشد و از امکان ساختن حماسه‌ها در شکل جدیدش گفت، اما آنها از خیانت زنان حرف زدند.

نظرات کاربران در مورد کتاب وراجی روی نیل

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید