راز خودکشی یک زن

Alternate Text
نام کتاب: راز خودکشی یک زن
نوبت چاپ: 1
نام نویسنده: توفیق حکیم
نام مترجم: پریسا عرب
شابک:
تیراژ:
تعداد صفحات: 92
دسته: نمايشنامه‌
نام انتشارات: انتشارات افراز
قیمت: 180000
توضیحات

مروری بر نمایشنامه‌ی «راز خودکشی یک زن» نوشته‌ی توفیق حکیم

در مطب دکتر اتفاق افتاد...

 

اعراب نیز همچون دیگر مردمان جهان در طول تاریخ دور و درازی که پشت سر گذاشته بودند، طبعاً سنت‌های نمایشی خاص خودشان را داشتند، اما تنها پس از آشنایی با فرهنگ غرب بود که تئاتر به‌معنای امروزی کلمه در میان آن‌ها جای خود را باز کرد. البته هرگز نباید از یاد برد که پاگرفتن و تثبیت تئاتر در میان اعراب دهه‌ها زمان برد. این همان تجربه‌ای است که ایرانی‌ها هم از سر گذرانده‌اند و چندان جای شگفتی ندارد. در این میان، مصری‌ها در مقایسه با دیگر ملت‌های عرب از سهم بیش‌تری برخوردار بودند. آن‌ها چه در پیدایش تئاتر میان اعراب و چه در پیش‌برد آن پیشتاز بودند. در دهه‌ی شصت میلادی گروهی از نمایشنامه‌نویسان مصری که اغلب در اروپا، به‌ویژه فرانسه، تحصیل کرده بودند، بر آن شدند تا با تکیه بر آموخته‌های آکادمیک خود نمایشنامه‌هایی را منطبق با سنت‌ها و آداب و رسوم و افکار و شرایط موجود در کشورهای عربی بنویسند و روی صحنه ببرند. توفیق حکیم از زمره‌ی این نویسندگان به حساب می‌آید که نمایشنامه‌ی «راز خودکشی یک زن» او با ترجمه‌ی پریسا عرب و مقدمه‌ی عنایت‌الله فاتحی‌نژاد از سوی انتشارات افراز روانه‌ی بازار کتاب شده است. این نمایشنامه به ماجرای زندگی دکتر عزمی و اتفاقاتی که برای او می‌افتد، می‌پردازد و بیش‌تر صحنه‌های آن در مطب دکتر می‌گذرد. نیز کمابیش مانند دیگر نمایشنامه‌های حکیم به مسائل و مشکلات زنان توجه ویژه‌ای نشان می‌دهد و همزمان می‌کوشد برخی هنجارهای غربی را که الگوی آن‌ها قرار گرفته است، زیر تیغ نقد ببرد. «راز خودکشی یک زن» در عین حال از جمله نمایشنامه‌های حکیم محسوب می‌شود که به زبان عربی فصیح نوشته شده است. نکته‌ی قابل تأمل در کارنامه‌ی تئاتری حکیم این است که پس از بازگشت از پاریس تلاش خود را صرف نوشتن نمایشنامه‌هایی کرد که بیش‌تر مبتنی بر ایده بودند و نه اجرا. با هم پاره‌ای از نمایشنامه‌ی «راز خودکشی یک زن» را می‌خوانیم:

 

محمود          چی تو چشمامه؟ اطرافش چین و چروک‌های سیاهه...

زن               چین و چروک!

محمود          منظورم... سعی نکن ملاحظه‌ی منو بکنی... از چشمهات معلومه که به نظرت من اون چیزی که فکر می‌کردی نیستم. تو فکر می‌کردی من باید کم‌سن‌و‌سال‌تر از اونچه فکر می‌کردی باشم... راستشو بگو... من ناراحت نمی‌شم...

زن               راستش... من عکس شما رو توی یکی از مجله‌ها دیدم. به نظر می‌اومد...

محمود          کم‌سن‌و‌سال‌تر باشم؟

زن               به هر حال این مسئله‌ی سلیقه‌ایه...

محمود          سلیقه‌ی کی؟

زن               می‌دونید دکتر سلیقه‌ی مردم... با این‌همه، من وقتی یه چیزهایی شنیدم تعجب کردم. در مورد شما از چند نفر شنیدم، چند تا خانم، نه از یه نفر. عجیبه... واقعاً عجیبه... واقعاً شایعه و حرف مردم همیشه بوده... چیزهایی که زن‌ها از خودشون می‌سازن یه کلاغ چل کلاغه...

 

 

خرید از اپلیکشین افراز با ۲۰درصد تخفیف

http://ebook.afrazbook.com

نظرات کاربران در مورد کتاب راز خودکشی یک زن

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید