دختر وزیر

Alternate Text
نام کتاب: دختر وزیر
نوبت چاپ: اول - ۱۳۹۸
نام نویسنده: امین نجفی (و مقدمه‌ی نغمه ثمینی)
نام مترجم:
شابک:
تیراژ:
تعداد صفحات: 86
دسته: نمايشنامه‌
نام انتشارات: افراز
قیمت: 180000
توضیحات

براساس قرارداد زبانی، به‌محض شنیدن واژه‌ی «دختر وزیر » به یاد دختری می‌افتیم که بین پرهای قو می‌خوابد. هرچه اراده کند به دست می‌آورد و هر چه عزم کند انجام می‌دهد. هوای ازدواج با پسر شاه در سر دارد و اگر بختش یاری نکند، با پسر یکی از همتایان پدرش ازدواج می‌کند. اما تصویرِ دختر وزیر در نمایشنامه‌ی «دختر وزیر» امین نجفی، منتشر شده توسط انتشارات افراز، متضادِ این تصور است. روزگار بر این دختر و تبارش، پشت کرده و سیاه‌باد، درخت سبز خوشبختی‌اش را از ریشه خشکانده است. "دختر وزیر" خطاب شدنش نیز بار تحقیر دارد. با تمام بدبیاری‌ها اما هنوز اهل مبارزه است. گذشته‌ی خود و تبارش را از بر است و از سیاست با خبر. آگاهانه طرح دوستی می‌ریزد و به‌موقع وارد عمل می شود. حتا به این خصلت‌ها خلاصه نمی‌شود، جنسیتش نیز تابع شرایط است. اراده کند مرد یا زن می‌شود! زیستن چنین شخصیتی در جهان نمایشنامه، علت پیشبرد قصه می‌شود.
نمایشنامه‌ی «دختر وزیر»، در هشت صحنه، تقابل دختر وزیر و شاه را روایت می‌کند. شاه نیز برخلاف قراردادها ظاهر می‌شود. برای بقای خود و تبارش مسخ می‌کند. توسط یکی از مسخ‌شدگانش معیوب می‌شود و پسرش، با حس قدرت‌طلبیِِ مسخ‌شده، کار را تمام می‌کند. نویسنده نشانه‌هایی در مسیر قصه جا گذاشته که ارجاع به بازه‌ی زمانی خاص دارد. با توجه به این‌که نمایشنامه اسمش را از رمان دختر وزیر اثر "لیلیاس همیلتون" وام گرفته است.
دکتر نغمه ثمینی، در مقدمه‌ی نمایشنامه اشاره می‌کند که اثر از نمایشنامه‌نویسان افغانستانی در حوزه‌ی ادبیات فارسی در دسترس نیست. امیدواریم با چاپ این نمایشنامه، این مسیر باز شود و بده‌بستان در این حوزه مثل حوزه شعر و ادبیات داستانی شکل بگیرد. لازم به ذکر است از امین نجفی دو نمایشنامه در افغانستان، توسط انتشارات تاک به چاپ رسیده است.
 
 
برشی از  « دختر وزیر »
 
- صدای شاه     درست به وظیفه‌ات می‌رسی، صله‌ات یادم باشد.  
- کاتب     نفرمایید! وجود شما صله است. گرچه قلم‌دستان از شمشیردستان دل خوش ندارند.  
- صدای شاه     چطور؟
- کاتب     مزاح کردم حضرت‌عالی.
- صدای شاه     از مزاح متنفرم.  
- کاتب     فردوسی از سلطان محمود دلخوش نداشت. به صله اشاره کردید یادم افتاد.
- صدای شاه     مرا با محمود مقایسه می‌کنی؟
- کاتب     ابداً! محمود به گرد شما نمی‌رسد و من به گرد فردوسی.
- صدای شاه     اوممم!
- کاتب     اگر زنده بود، شکایتش را پس می‌گرفت.
- صدای شاه     چطور؟
- کاتب     بودن در دربار موهبت است، صله نیاز نیست.
- صدای شاه     پدرکلان نوکرش را دوست داشت.
- کاتب     حضرتشان صله‌ی رحم داشتند.
- صدای شاه     دو ماه بعدِ مرگ پسرش از دیوار قلعه سقوط کرد.
 - کاتب     قسمتش همین بوده قربان!
- صدای شاه     ادامه بده. ...

نظرات کاربران در مورد کتاب دختر وزیر

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید