زمانی که یک اثر هنری بودم *

Alternate Text
نام کتاب: زمانی که یک اثر هنری بودم *
نوبت چاپ: بیست و چهارم- 1402
نام نویسنده: اریک‌امانوئل اشمیت
نام مترجم: فرامرز ویسی - آسیه حیدری
شابک:
تیراژ:
تعداد صفحات: 240
دسته: رمان
نام انتشارات: انتشارات افراز
قیمت: 380000
توضیحات

 

سال‌ها بعد، زمانی که مورخان فرهنگی سراغ رمان‌های خارجی پرفروش در ایران طی دهه‌های هشتاد و نود می‌روند، احتمالاً صفحاتی جداگانه را به «زمانی که یک اثر هنری بودم» اختصاص دهند؛ رمانی نوشته‌ی اریک امانوئل اشمیت که اول‌بار در سال ۱۳۸۵ با ترجمه‌ی فرامرز ویسی و آسیه حیدری از سوی انتشارات افراز روانه‌ی بازار کتاب شد و استقبال گسترده‌ی مخاطبان را به‌دنبال داشت و در سال‌های بعد به چاپ‌های متعدد رسید. این‌گونه بود که اریک امانوئل اشمیت جایگاه خود را به‌عنوان نویسنده‌ای پرمخاطب در فضای کتابخوانی ایران تثبیت کرد؛ نویسنده‌ای که هم رمان‌هایش خوب می‌فروخت و هم نمایشنامه‌هایش تماشاگران زیادی را به سالن‌های تئاتر می‌کشید. در این میان، انتشارات کتاب‌های دیگری از اشمیت، همچون «اگر دوباره شروع می‌کردیم»، «اولیس از بغداد»، «خیانت اینیشتین» و «دو مرد از بروکسل» به چاپ رساند. این ماجرا همچنان ادامه دارد. هنوز هم چندماه یک بار خبر می‌رسد که چاپ جدید «زمانی که یک اثر هنری بودم» پشت ویترین کتابفروشی‌ها نشسته است. آن‌گونه که ویسی در ابتدای کتاب آورده، این کتاب «رمانی است غیرمتعارف، هم از لحاظ روایت و هم به‌لحاظ شکل و محتوا، چرا که نوع روایت آن آمیزه‌ای است از روایت کلاسیک و مدرن. از این رو شکل و محتوای آن مشمول دگردیسی پویایی به‌زبان رمان شده که در آن هستی رمان دگرگون شده است». ویسی در عین حال نام شخصیت‌های این رمان را که ریشه‌ای اساطیری دارند، همچون زئوس، آدام، آنیبال و لویاتان، از دیگر ویژگی‌های آن خوانده است. حیدری، دیگر مترجم این رمان، در یادداشتی جداگانه که آن هم در ابتدای کتاب آمده، «زمانی که یک اثر هنری بودم» را اعتراضی به دنیای مدرن و هنر معاصر خوانده است. به‌نوشته‌ی حیدری، «اشمیت به موقعیت انسان در دنیای معاصر اعتراض می‌کند، انسانی که اندک‌اندک تا حد یک شی تنزل می‌یابد». با هم فرازی از رمان «زمانی که یک اثر هنری بودم» را می‌خوانیم:

هیچ ‌یک از کارهایی که در توکیو دیده‌بودم، به‌نظرم کار هنری نبودند و از خودم می‌پرسیدم چرا من محور نمایشگاه شده بودم و مهم‌تر از بقیه آثار. این سوال به‌مراتب از پاسخش دردناک‌تر است. آنیبال چیزی درباره‌ام گفت که جواب سوالم بود. من یک هیولا بودم، نه یک‌اثر هنری. به‌هرحال بد نبود، چون جلب توجه، آرزوی همیشگی‌ام بود. من هم به اندازه‌ی خود زئوس، این عجیب و غریب بودن را می‌خواستم. گرچه این غیر معمولی بودن کار من نبود. ولی می‌توانستم مدعی آن باشم به‌رغم این‌که من چیزی خارج از اصول یک ‌اثر هنری بودم، اما از آن‌چه که مهم بود، قیافه‌ی جدید من بود. حالا زشت یا زیبا، ارزشمند یا بی‌ارزش، من وجود داشتم هیچ‌کس نمی‌توانست از آن‌چه هستم محروم‌ام کند.

نظرات کاربران در مورد کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم *

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید