یک جرعه خاک

Alternate Text
نام کتاب: یک جرعه خاک
نوبت چاپ: اول - ۱۴۰۰
نام نویسنده: هاینریش بل
نام مترجم: مرتضی لطیفی‌نظامی
شابک:
تیراژ:
تعداد صفحات: 114
دسته: نمایشنامه‌های برتر جهان
نام انتشارات: انتشارات افراز
قیمت: 200000
توضیحات

 

برلت: [جاخورده] چه یه‌دفعه عصبانی شدی!
دراس: عصبانی نشدم، می‌دونی کی جذابه؟ ساکو، اون خیلی جذابه. 
برلت: ازش خوشم نمی‌آد.
دراس: اون جذابه و نمی‌خواد بگی... [مکث می‌کند] بگی که اینا قصه‌ان.
برلت: چرا اون چیزی رو که می‌خوای بگی مستقیم نمی‌گی؟
دراس: [با صدای خیلی آهسته] اگه بشنوفن منو یه غسل تعمید حسابی می‌دن [با صدای بازهم آهسته‌تر] می‌خوای برات تعریف کنم؟
برلت: آره.
دراس: [اطراف را می‌کاود، با سوءظن و با چشم‌های نیمه بسته نگاه می‌کند، بعد آهسته، به شکل زمزمه شروع می‌کند] ما بهش میگیم «خاطرات».
[برلت با شنیدن این کلمه یکی از دست‌هایش را از میله قفس جدا می‌کند و چهره‌اش را می‌پوشاند. دراس او را از درون قفس نگه می‌دارد. برلت کم‌کم دوباره دستش را از چهره برمی‌دارد و دراس را بغل می‌کند].
برلت: بازم یه دفعه دیگه بگو
دراس: اون چیزیهِ که از همه‌چیزای دیگه ازش بیشتر می‌ترسن [بازهم آهسته‌تر] می‌خوای برات یکی از اون خاطرات رو بخونم؟ [برلت اشاره مثبت می‌کند، دراس بسیار آهسته مثل لالایی شروع به خواندن می‌کند] : آب اومد بالاروی زمین، آب اومد بالا زمینو پوشوند، موج اومد بالا، آب اومد بالا نون و گُل رو پوشوند، آب مرگ بود، روی زمین مارو گرفت، حالا ته آب زمین ما خوابیده زمین ما پُل بود و نون بود، درخت بود و واسه خیلی‌ها بستر بود، آرامش ابدی مردگان بود، آب اون رو در خود فروبرد ...

نظرات کاربران در مورد کتاب یک جرعه خاک

برای این کتاب هنوز نظری ثبت نشده است
نظر خود را در مورد این کتاب بنویسید